المحقق السبزواري

309

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

و حيا بازايستادن نفس بود از ارتكاب فعل قبيح در حال استشعار « 1 » و اطلاع جهت احتراز از استحقاق مذمّت . و امّا رفق ، انقياد نفس بود امورى را كه حادث شود از راه تبرّع « 2 » [ و آن را دماثت نيز خوانند ] « 3 » و امّا حسن‌هدى ، آن بود كه نفس را در تكميل خود به حيله‌هاى « 4 » ستوده رغبتى صادق حاصل شود . و امّا مسالمت ، عمل نفس است به جميل در حين تنازع آراى مختلفه از سر قدرت بىاضطراب . و امّا دعت ، آن بود كه نفس ساكن باشد در وقت حركت شهوت و مالك عنان خويش بود . و امّا صبر ، آن بود كه نفس مقاومت كند با هوى تا مطاوعت لذّات قبيحه از او صادر نشود . و امّا قناعت ، آن بود كه نفس آسان فراگيرد امور خوردن و پوشيدن و غير آن را و رضا دهد به آنچه قدر كفايت باشد از هر جنس كه باشد و تعدّى از آن به زيادتيها ننمايد . و امّا وقار ، آن بود كه در وقت توجّه به مطالب با آرام باشد و به سبب شتابزدگى از حدّ تجاوز ننمايد ، به شرط آنكه به سبب تأنّى مطلب فوت نشود . و امّا ورع ، آن بود كه نفس ملازمت نمايد بر اعمال نيكو و فتور و قصور به آن راه ندهد . و امّا انتظام ، آن بود كه نفس را اندازه و قدر چيزها قرار دادن و ترتيب امور مراعات كردن بر وجه صواب و حكمت و قانون مصلحت ملكه شده باشد . و امّا حريت ، آن بود كه نفس متمكّن باشد از كسب كردن مال از وجوه نيكو « 5 » كه به حسب عقل و شرع مستحسن باشد و صرف نمودن آن در مصارف نيكو و امتناع از كسب كردن از مكاسب بد . و امّا سخا ، آن بود كه بذل كردن اموال و آنچه حاصل باشد بر او آسان باشد تا چنان كه بايد و چندانكه شايد در مصرف استحقاق بر وجه مصلحت عقلى و شرعى برساند و سخا جنسى است و آن را انواع و اقسام بسيار هست و ذكر قدرى از آن در كتب حكمت عملى شده . « 6 »

--> ( 1 ) . ترس به دل نهفتن ، به خود بازآمدن . ( 2 ) . نيكويى كردن براى رضاى خدا ، بدون توقّع پاداش كارى نيك كردن . ( 3 ) . از اخلاق ناصرى ، ص 114 افزوده شد . ( 4 ) . همان ، « حيلتهاى » . ( 5 ) . همان ، « وجوه مكاسب جميله » . ( 6 ) . براى اطّلاع از انواع فضايل مربوط به سخا ، ر ك : همان ، ص 115 .