المحقق السبزواري

301

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

يافته‌اى ؟ » گفت : « از مرتبهء رضا بويى به من رسيده است و مع ذلك اگر از ذات من بر دوزخ پلى سازند و خلايق اوّلين و آخرين را بر آن پل گذرانند و به بهشت رسانند و مرا تنها در دوزخ كنند ، ابدا در دل من نيايد كه چرا بهرهء من تنها همين است بر خلاف ديگران . » و هركس كه تساوى احوال مختلف در طبع او راسخ گردد ، مراد او به حقيقت آن باشد كه واقع شود و او را بخصوص مرادى نباشد . و از اينجا گفته‌اند كه ، هركس كه او را آنچه آيد بايد [ و ] « 1 » آنچه بايد آيد . و در بعضى احاديث سابقه اشارتى به اين شده و مادام كه كسى را اعتراضى بر امرى از امور واقعه باشد يا ممكن باشد كه در خاطر او درآيد از اين مرتبه بىبهره باشد و صاحب مرتبهء رضا هميشه در آسايش باشد ، چه او را بايست و نبايست نباشد ، بلكه همه چيز نسبت به او بايست باشد و اين مرتبهء رضوان باشد و دربان بهشت را رضوان خوانده‌اند و گفته‌اند : « الرّضا بالقضاء باب اللّه الاعظم . » « 2 » يعنى : « رضاى به قضا باب خداست باب اعظم . » و مؤمن در اين مرتبه به هرچه نگاه كند به نور رحمت الهى نگرد كه ، « المؤمن ينظر بنور اللّه . » « 3 » يعنى : « مؤمن نظر مىكند به نور خداى . » پس ، چنان كه خداى عز و جلّ به هيچ‌چيز از آنچه آفريده به نظر انكار ناظر نيست ، او نيز چنان باشد . نقل است كه ، يكى از انبياى كرام - على نبيّنا و عليه السّلام در مناجات خويش گفت : « الهى ! راه نماى مرا به عملى كه سبب خشنودى تو باشد . » خطاب آمد كه ، خشنودى من از تو موقوف است بر خشنودى تو از من . چون تو از قضاى من راضى باشى ، من هم از تو راضى باشم . دلى كه به نور الهى روشن شد ، از تقديرات خدا روى نپيچد و با مقتضيات قضا الفت گيرد ؛ و هرچه از اقتضاى تقدير تصوير شود ، به خوشدلى درپذيرد . خرسند به فرمان قضا باش كه اين تيغ * غير از سر تسليم سپر هيچ ندارد * * *

--> ( 1 ) . اضافه از چ است . ( 2 ) . اخلاق محسنى ، ص 15 . ( 3 ) . عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 61 .