المحقق السبزواري
290
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
ز رنج و راحت گيتى مرنجان دل مشو خرّم * كه آيين جهان گاهى چنان گاهى چنين باشد « 1 » [ 72 ب ] در كتاب ينبوع الحياة كه منسوب است به حضرت ادريس عليه السّلام كه حكما او را هرمس الهرامسه گويند مذكور است كه ، اى نفس هركه درخت صبر كارد ، ثمرهء ظفر چيند و غالب گردد . و نيكبختترين نيكبختان كسى است كه آهنگ چيزى كرد و بيافت و هركه درخت اضطراب و بىآرامى ، كاشت ثمرهء حرمان « 2 » چيند ، و بدبختترين بدبختان آن است كه آهنگ چيزى كرد و از آن بازداشته شد . اى نفس ! در هرچه جويى با صبر قرين شو كه صبر شريفترين اخلاق و طباع نفس است كه بدان همه نيكى اندوخته گردد و سعادت يافته شود . و من بنمايم چند معانى تو را و آن را نيك بدان و بدانكه نفوس جويندهاند و خير همى جويند ، و صبر آن خير است كه جوينده به ياورى او جويد و توفيق آن معنى كه خير به يارى آن معنى به جوينده پيوندد و چون فعل از طالب به فعل مطلوب رسد ، پيوند وصول واجب شد و مطلوب با طالب رسيد . و از براى آن نمودم اين معنى را تا بدانى كه همه چيز به شكيبايى توان يافت و بجز آن به وى نتوان رسيد . اى نفس ! تلخى صبر حلاوت راحت بردهد ، و حلاوت اضطراب [ 73 آ ] و شتاب نمودن تلخى خستگى بردهد . اى نفس ! صبر و ثبات اندوز بر پرستيدن يك خداى تا خوش زندگانى باشى و راحت بزرگ بود تو را ، و از ضجرت و ملالت پرهيز كن كه از حدّ يگانگى بيرون مانى و خدايانت بسيار شوند . و هركه را خدايان بسيار شود ، پرستش بسيار بر او لازم شود و رنج و خستگيش سخت بود و اندوهش فراوان باشد و نفس پراكنده گردد و در پراكندگى هلاك شود . اى نفس ! ملالت و ضجرت قرين نفوس بهيميند ، و شكيب و ثبات قرين نفوس انسانى . پس ، مبادا كه ملالت و ضجرت تو را از حدّ صبر بيرون برند ! پس ، خدايانت بسيار شوند و به پرستيدن ايشان محو گردى و فروغ نورت باطل گردد و بزرگى و قدر و شرف برود و اين است مرگ تو ! از آن كنارهگير . [ 71 ب ] و در اين مقام نقل بعضى حكايات صابران مناسب است .
--> ( 1 ) . ادامه مطلب از صفحهء 72 ب . ( 2 ) . بىبهره بودن ، نوميدى .