المحقق السبزواري

285

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

ديگر بندگان امتياز و اختصاص داده و منظور نظر عنايت خود گردانيده . چنان كه در آثار آمده كه جابر بن عبد اللّه انصارى ، كه يكى از كبار صحابه بود ، در آخر عمر به ضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود . حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام به عيادت او رفت و از حال او سؤال نمود . گفت : « در حالتىام كه پيرى از جوانى و بيمارى از تندرستى و مرگ از زندگانى دوست‌تر مىدارم . » حضرت فرمود : « من بارى چنانم كه اگر مرا پير دارد ، پيرى دوست دارم و اگر جوان دارد ، جوانى و اگر بيمارى دارد ، بيمارى و اگر تندرست دارد ، تندرستى و اگر مرگ دهد ، مرگ و اگر زنده دارد ، زندگى . » جابر چون اين سخن شنيد ، روى حضرت را بوسه داد و گفت : « صدق رسول اللّه كه مرا گفت كه ، تو يكى از فرزندان مرا ببينى همنام من كه بشكافد علم را ، چنانچه ثور « 1 » زمين را بشكافد . » و به اين سبب آن حضرت را باقر علوم الاوّلين و الآخرين خواندند ، و از اينجا معلوم مىشود كه جابر در مرتبهء اهل صبر بوده و حضرت در مرتبه رضا كه مقامى است عاليتر . « 2 » [ 73 آ ] و ببايد دانست كه وظيفهء عاقل صبر كردن است در وقت حدوث نازله‌ها « 3 » و بلاها ، چه هرگاه عاقل تأمّل كند ، مىداند كه هيچ‌چيز از تقدير الهى بيرون نيست و او را قدرتى بر دفع و رفع آنچه واقع شده نيست . خداى عز و جلّ فرموده در سورهء حديد : ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ « 4 » يعنى : « نرسيد به شما هيچ مصيبتى در زمين و نه در نفسهاى شما ، الّا آنكه در كتابى بود پيش از آنكه آن مصيبت را بيافرينيم . » يعنى ، پيش از آنكه ما آن مصيبت را ايجاد كنيم و مشيّت ما متعلّق به وجود آن شود ، در علم الهى مقدّر بوده . و اين اشاره به آن است كه آن نشود . به درستى كه آن - يعنى ، وقوع هرچه واقع مىشود - بر خدا آسان است . و اين امر مذكور جهت آن است كه شما را اندوه نباشد بر آنچه فوت شد از شما ، و فرحناك نشويد بر

--> ( 1 ) . گاو نر . ( 2 ) . بنا به ارجاع نويسنده ، در نسخهء اصل ، ادامهء مطلب از صفحات گوناگون دستنويس نقل مىشود . اينجا ادامهء نوشتار از صفحهء 73 آ مىآيد . ( 3 ) . سختى زمانه ، بلاى سخت ، مصيبت . ( 4 ) . حديد : 21 و 22 .