المحقق السبزواري
272
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
او را شهوت خوردن آن نباشد ، تغذيه به آن نكند . چه بسيار بيماران باشند كه غذا به چشم بينند و ايشان را چون ميل به آن نباشد ، تناول نكنند . پس ، خداى عز و جلّ در آدمى شهوت آفريد كه تقاضاى آدمى كند به خوردن غذا و اگر آن شهوت مستمرّ بودى ، غذا از اندازهء حاجت زياده خورده شدى و باعث امراض گشتى . پس ، خداى عز و جلّ نفرت آفريد كه چون آدمى غذا به قدر حاجت تناول نمايد ، طبع از خوردن غذا تنفّر كند . و بعضى اوقات هست كه شهوت مقتضى چيزى باشد كه مضرّ به بدن باشد ارادهء ديگر در آدمى آفريد تابع فرمان عقل . و چون آدمى به چشم غذا از دور ببيند و خواهش آن داشته باشد و ارادهء تناول آن بكند ، كافى نيست مادام كه او را ادوات وصول به آن و فراگرفتن آن نباشد . پس ، خداى عز و جلّ پاى آفريد كه به آن نزد غذا تواند رفت و كيفيّت خلقت پا و تدبيرات و حكمتها كه در آن شده تفاصيل دارد كه مناسب اين كتاب نيست . و خداى عز و جلّ دستها آفريد كه به آن غذا فراگيرد و دستها را طويل آفريد كه به جانب چيزها دراز توان كرد و در آن مفاصل بسيار قرار داد كه حركات به جانبهاى مختلف تواند كرد و كج و راست و پيچيده تواند شد و سر دست را ، كه كف است ، عريض آفريد و سر كف را مشتمل بر پنج انگشت آفريد ، چهار در يك صف و يكى در يك جانب كه بر آن چهار انگشت ديگر بگردد و در قبض و بسط معاون انگشتان ديگر باشد ، و بر وضعى ساخت كه اگر كف را پهن كنى ، از آن غرضى حاصل شود و چون طبقى باشد و اگر خم شود ، كار مغرفه « 1 » از آن آيد و اگر جمع شود ، آلت زدن تواند شد و اگر پراكنده شود پس قبض شود ، آلت گرفتن و نگاه داشتن تواند شد و ناخنها بر سر انگشتان قرار داد جهت حكمتهاى بسيار و فوايد و دقايق در تشريح دست و خلقت آن بسيار است و در كيفيت حركت ارادى و قبض و بسط دست و قوّت محركه ، كه در عضلات مخلوق شده و عصبها و وترها « 2 » كه در آن عضلات موجود است و بهواسطهء آن حركتها صورت مىيابد ، دقيقهها است كه در علم تشريح دانسته مىشود . و چون آدمى غذا را بهدست گيرد كافى نيست پس ، خداى عز و جلّ معده آفريد كه فى الحقيقه مطبخ غذاست و جهت راه به آن دهليزى آفريد كه از آن راه غذا به معده رود .
--> ( 1 ) . « ملعقه » و « كفگير » . ( 2 ) . زردپى .