المحقق السبزواري

268

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

رسد ؛ و چون قوّت ناميه قابليّت به‌هم رسانيد ، به سبب حرارت و رطوبت هواى بهار و بسيارى باران و تصاعد بخار قوّت جاذبهء نباتى به حدّ اعتدال رسد و اجسام نباتى به حركت نشوى انبساط يابد . آنگاه ، به‌واسطهء گرمى و خشكى هواى تابستان ، لطايف عناصر ، كه اجسام نباتى در هواى بهارى جذب كرده ، نضج و طبخ يابد و ميوه‌ها در اجسام نباتى انعقاد يابد و رنگها و بويها و طعمهاى ميوه‌ها شروع در استكمال نمايد . و به سبب سردى و خشكى هواى پاييز ، قوام و ثبات و بقا در ميوه‌ها به هم رسد و به حدّ كمال رسد و از آفت سوزش هواى تابستان ايمن شود . پس ، به حكم تدبير و تسخير خداى اشراقات كواكب و اوضاع سماوى و ارضى و وزيدن بادها و ريختن بارانها و به‌هم آمدن ابرها و روان شدن چشمه‌ها و آبها در حصول حبوب ، چون گندم و جو و امثال آن ، دخيل است و در تحصيل آن تدبيرات انسانى نيز دخيل است ، چه بعضى بايد به زراعت مشغول شوند و بعضى به فلاحت و بعضى به ساختن آلات و ادوات ، كه در تحصيل گندم مثلا دخل دارد . و اين موقوف است بر صناعات بسيار و در آن باب اشخاص بسيار بايد و همچنين بعد از حصول گندم ، تا وقتى كه نان شود مثلا . پس ، خداى عز و جلّ به حكمت بالغهء خود طبيعتها و همّتها و اراده‌ها و حالهاى ايشان را مختلف آفريد تا هريك از پى كارى بروند ، چنان كه در مقدّمهء كتاب اشارهء اجماليّه به اين شده ، و در طبيعت ايشان الفت و محبّت و انسى مقدّر داشت تا به يكديگر انس گرفته ، جمعيّتى سازند و اعوان يكديگر باشند . و در اين باب ايشان را به انواع تدبيرات ملهم ساخت تا جمعيّتها كنند و خانه‌ها سازند و شهرها بنا كنند ، مشتمل بر دكاكين و بازارها و كاروانسراها و ساحتها و فضاها و باغها و بستانها و حمّامها و غير ذلك ، و به يكديگر الفت داشته باشند و معاونت و مساعدت يكديگر مىكرده باشند و چون همهء طبايع مايل به عدل و انصاف نيست ، بلكه داعيه تغلّب و زيادتى بر اكثر طبايع غالب است ، شريعت قرار داد و انبيا مبعوث ساخت و امامان نصب نمود و دست پادشاهان را قوى ساخت تا مردم را به راه حقّ آرند و بر طريقهء انصاف [ 67 آ ] و راستى دارند ، تا هركس به حقّ خود قانع باشد و تعدّى و ظلم بر ديگرى نكند . پس ، بايد كه عاقل تامّل نمايد كه در ضمن اين چه حكمتها مندرج است و چه نعمتها موجود ، و تا وقت مهيّا شدن قوتى كه غذاى آدمى