المحقق السبزواري

25

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

نظام اجتماعى - سياسى گذاشته نشود ، زوالى محتوم در پى خواهد داشت . واكنشى كه او نسبت به اين بحران نشان داد ، بيش از آنكه سياسى باشد ، فلسفى بود . « 1 » اين بحران عبارت بود از وجود خلافت ظاهرى اهل سنّت در بغداد و حكومت شيعيان اسماعيلى در مصر كه با دستگاه خلافت باطنى خود نظام تغلّب ويژه‌اى را ايجاد كرده بودند و وى به عنوان فيلسوفى شيعى مشرب نمىتوانست خود را با اين دو نظريه هماهنگ سازد . « 2 » او به اين نكته پى برده بود كه چاره‌انديشى و بيرون آمدن از چنبر بحران سياسى ، جز از مجراى درك فلسفى ممكن نيست . راه‌حلّى كه فارابى پيشنهاد مىكند تأسيس مدينهء فاضله‌اى است كه مراد از اجتماع در آن ، تعاون افراد در امورى است كه به وسيلهء آن مىتوان به سعادت واقعى نايل شد . « 3 » نزد او چون فلسفه علم به اعيان موجودات است و همهء امور تابع نظام معقولى كائنات است ، مدينه و فرد هم بايد موافق و مطابق نظام اعيان باشد و بىتوجهى به مدينه موجب نقص فلسفه است . « 4 » فارابى سعادت يك جانبه را ناقص مىداند و سعادت كامل را سعادت دنيوى و اخروى هردو مىداند ، و از اين راه ، رابطهء بين فلسفه و شريعت ، بين دنيا و آخرت ، و دين و سياست را روشن مىكند . رهبر جامعه بهترين فرد آن جامعه و يا پس از بهترين فرد قرار دارد . تنها پيامبر بهترين فرد در جامعه است و بنابراين ، وى تنها شايستگى مقام رهبرى و زعامت عالى جامعه را دارد و رهبر دوم جانشين وى و امام جامعه است . « 5 » با تأمّل در اين نظريه مىتوان آن را با نظر شيعه نيز قابل انطباق دانست . فارابى رياست مدينه را مشروط به شرايطى دانسته و دوازده خصلت را براى احراز رياست برمىشمارد . « 6 » كوششى كه فارابى به خرج داد ، تلاشى براى ايجاد سازش ميان حكمت يونانيان و الزامات دورهء تاريخى اسلامى بود . امّا اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه حتّى اگر در عالم نظر ، كوشش او موفق بوده باشد ، در عمل ، انديشهء مدنى وى درختى تنومند ، ولى بىثمر بود . زيرا ايجاد سازش ميان دورهء

--> ( 1 ) . همان ، ص 127 . ( 2 ) . همان ، ص 119 . ( 3 ) . تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، ص 191 . ( 4 ) . فلسفهء مدنى فارابى ، ص 90 . ( 5 ) . سياست در اسلام ، صص 147 و 148 . ( 6 ) . نك : آراء اهل مدينة الفاضلة ، صص 271 و 274 .