المحقق السبزواري
204
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
است كه واليان « 1 » و گماشتگان و امرا سر مخالفت و عصيان داشتهاند و بر پادشاه سگاليده « 2 » كه جاسوسان دررسيدهاند و پادشاه را خبر كردهاند . پادشاه در وقت برنشسته و ناگاه تاخت « 3 » بر سر ايشان شده و فروگرفته و عزم ايشان را باطل كرده . و اگر پادشاهى يا لشكرى بيگانه قصد مملكت او كردهاند ، همچنين او را آگاه كردهاند و او كار خويش ساخته است و دفع آن كرده . و از حال رعايا همچنين خبر دادهاند ، از نيك و بد ، و پادشاهان تدبير « 4 » آن بداشتهاند ، چنان كه منهى « 5 » عضد الدوله « 6 » كرد . « 7 » حكايت از ديلمان « 8 » هيچ پادشاهى بيدارتر و زيركتر و پيشبينتر از عضد الدّوله نبوده است ، و عمارت دوست داشتى و بزرگهمّت و با سياست بود . روزى منهيى به وى نوشت كه ، بدان مهمّ كه بنده را فرستاده بودى چون از دروازهء شهر دويست گام بيرون رفتم ، جوانى را ديدم بر كران راه ايستاده زردچهره ، و بر روى و گردن زخمها داشت . مرا بديد و سلام كرد . چون جوابش دادم ، پرسيدم كه ، « چه ايستادهاى ؟ » گفت : « همراهى مىطلبم تا به شهرى روم كه در آن شهر پادشاه عادل باشد و قاضى منصف . » گفتم : « مىدانى كه چه مىگويى ؟ پادشاه از عضد الدّوله عادلتر خواهى و قاضى از قاضى شهر ما عالمتر ؟ » گفت : « اگر پادشاه عادل بودى در كارها بيدار بودى ، و قاضى راسترو بودى . چون قاضى راسترو نيست ، دانستم كه نيك پادشاه غافل است . » گفتم : « از غفلت پادشاه و
--> ( 1 ) . همان ، « و مقطعان » را اضافه دارد . ( 2 ) . مشورت و راى زدن . ( 3 ) . سياستنامه ندارد . ( 4 ) . همان ، « تيمار » . ( 5 ) . خبرگيرنده ، جاسوس . ( 6 ) . وى پسر حسن ركن الدّولهء بويهى و يكى از مقتدرترين شاهان آل بويه است و شبانكارهاى از وى به عنوان « نور حدقه و قرة عين آل بويه » ياد كرده است . عضد الدّوله در سال 372 ق . درگذشت . مجمع الانساب ، صص 91 و 92 . ( 7 ) . مقايسه كنيد با سياستنامه ، ص 101 . ( 8 ) . ديلم بخش كوهستانى گيلان است كه از جانب شمال به ناحيهء اصلى گيلان ، از شرق به طبرستان يا مازندران ، و از غرب به آذربايجان و اران ، و از جنوب به نواحى قزوين و طارم و بخشى از رى محدود مىگردد . ديلمان تا پيش از بيعت با حسن بن زيد علوى و پذيرش مذهب شيعه در سال 250 ق . بر آيين زردشتى بودند . نك : هوار ، كلمان ؛ « ديلم » در دائرة المعارف الاسلامية ، ج 9 ، ص 367 .