المحقق السبزواري

186

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

كه هميشه تهيّهء خود مهيّا داشته باشد و از روى قاعده احتياطها منظور دارد و هميشه عدّت و آلت او مهيّا باشد ، تا مواد طمعهاى دشمنان از ملك او منقطع باشد و دست تطاول و تعدّى ايشان از اطراف و جوانب ملك كوتاه باشد . و حفظ دولت و پادشاهى به سه چيز مىشود : يكى ، باطنا دخل در حفظ ملك و دولت دارد و آن ، آن است كه ملك در سرّ و باطن معامله با خداى عز و جلّ درست كرده باشد ، بر نحوى كه خداى عز و جلّ از او راضى باشد ، تا آنكه عساكر تأييد و نصرت الهى و لشكرهاى غيبى در مقام تاييد و اعانت آن پادشاه باشند . دوم ، آنچه به ظاهر در حفظ ملك و دولت دخيل است ، و آن محافظت رعيّت و خزانه و لشكر و نصب مردم كاردان صاحب كفايت است ، از عمّال و وزرا و سران سپاه و محافظان قلاع و سرحدّهاى ملك و غير ذلك از امورى كه به تفصيلتر از اين در مباحث آينده خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى . سوم ، آنچه در ظاهر و باطن ، هردو ، در حفظ دولت و ملك دخل دارد ، و آن عدل و احسان است و كوتاه كردن دست تعدّى ظالمان و ستمكاران و تأديب و تنبيه ايشان ؛ البتّه ملك را از اين امور غافل نبايد بود . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده : « من دلايل الدّولة قلّة الغفلة » يعنى : « از دلايل دولت است كمى غفلت » . نهم ، نيّت عدل و نيّت خوب پادشاه در همه چيز سرايت مىكند و باعث بركات و زيادتى نعمتها مىشود ، و نيّت بد هرگاه در خاطر پادشاه گذرد ، سرايت در همه چيز مىكند و خير و بركت از همه فوايد و اثمار و نعمتهاى اين جهانى مىرود . از حكايات مشهور است كه روزى قباد « 1 » به شكار رفته بود ، و در شكارگاه از عقب آهويى بسيار بتاخت و از لشكر جدا افتاد و روز گرم گشت و قباد تشنه شد . [ 43 آ ] از دور در ميان صحرا سوارى ديد . به آنجا راند . دو سه خيمهء كهنه ديد در ميان صحرا زده ، گفت : « مهمان خواهيد ؟ » پيرزنى برون آمد و عنان اسب او را بگرفت و او را فرود آورد و قدرى شير آورد و ماحضرى پيش آورد ، تا قباد تناول كرد و ساعتى بياسود و خواب بر

--> ( 1 ) . قباد پسر فيروز هيجدهمين پادشاه ساسانى كه چهل و سه سال حكومت كرد . ظهور مزدك كه به تأويل در كتاب اوستاى زردشت مىپرداخت به روزگار او بود . التنبيه و الاشراف ، ص 88 .