المحقق السبزواري

163

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله تو را مىطلبد . » و آيهء نازل شده بر وى خواندند . ثعلبه با ايشان به مدينه آمد و حضرت [ 35 ب ] رسول صلّى اللّه عليه و إله در مسجد نماز خفتن « 1 » مىگزارد . ايشان نيز اقتدا نموده ، به نماز مشغول شدند . سيّد عالم صلّى اللّه عليه و إله بعد از فاتحه ، سوره تكاثر آغاز فرمود . در آيهء اوّل ، ثعلبه نعره زد ؛ و در دوم خروشى عظيم درگرفت ؛ چون آيهء سوم استماع نمود كه ، « كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ » « 2 » از پاى درافتاد . رسول صلّى اللّه عليه و إله بعد از اداى نماز بفرمود تا آب بر روى ثعلبه زدند ؛ او را دريافتند جان داده و مرغ روح شريفش از حبس قفس بدن به روضهء علّيّين پرواز نموده . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله با جملهء اصحاب گريان شدند و غريو از ميانهء جمع برخاست . حمصانه را خبر شد ؛ بيامد و در پايان پاى پدر ايستاده آغاز گريه كرد و گفت : « يا رسول اللّه ! مدّتى بود كه روى پدر نديدم و در بند خشنودى تو بودم . گفتم چون دل مبارك شما از وى خشنود گردد ، آنگاه چشم بر روى وى اندازم . اين زمان كه اين دولت روى نمود ، او روى در حجاب فنا كشيد » . حضرت گريان شده ، او را تسلّى داد . و كار ثعلبه ساختند و حضرت صلّى اللّه عليه و إله در تشييع جنازهء ثعلبه به سر انگشتان راه مىرفت . يكى پرسيد از سبب آن . حضرت صلّى اللّه عليه و إله فرمود كه ، « از بسيارى فرشتگان كه به نماز جنازهء او تقرّب نموده‌اند ، تمام قدم خود را به زمين جاى نمىيابم . » حكايت [ دوم ] در ذكر توبه حضرت آدم ابو البشر عليه السّلام آورده‌اند كه چون آدم و حوّا ، به موجب [ آيهء ] كريمهء يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ « 3 » يعنى : « اى آدم ! ساكن باش تو و جفتت در بهشت » در فضاى جنان و ساحت روح و ريحان قرار يافتند و مجموع نعمتهاى بهشت ، غير از ميوهء يك درخت معيّن ، بر ايشان حلال شد ، چنان كه حضرت بارى - جلّ جلاله - مىفرمايد : وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ

--> ( 1 ) . نمازى كه به شب خوانند پيش از خفتن ، نماز عشاء . ( 2 ) . تكاثر : 3 . ( 3 ) . اعراف : 19 و بقره : 35 .