المحقق السبزواري

138

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

در حالتى كه انكار نماز جمعه كند يا آن را سهل و سبك گيرد ، پس جمع مكناد خداى پراكندگى او را و مبارك مگرداناد بر او . نماز از جهت او نيست و روزه از جهت او نيست و زكات از جهت او نيست و حجّ از جهت او نيست و بر او نيكويى از جهت او نيست ، تا وقتى كه توبه كند از آن گناه . و از حضرات ائمهء معصومين - سلام اللّه عليهم اجمعين - در اين باب تأكيد و مبالغهء بسيار منقول شده و احاديث بسيار از ايشان در اين باب وارد است ، تا آن مرتبه كه از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه ، « من ترك ثلاث جمعات متواليات طبع اللّه على قلبه » « 1 » . يعنى : « هركس كه سه جمعهء پىدرپى ترك نماز جمعه كند ، خداى عز و جلّ مهر مىكند در دل او » . و اين مرتبه‌اى است كه در اعلى درجات كفر مذكور مىشود ، چه مهر بر دل كسى مىشود كه در او قابليّت هدايت و ارشاد باقى نمىماند و از قبول رحمت الهى بغايت دور است . و از حضرت صادق عليه السّلام منقول شده كه ، « من ترك ثلاث جمعات متواليات فهو منافق » « 2 » . يعنى : « هركس كه سه جمعهء پىدرپى نماز جمعه را ترك كند ، او منافق است » . و احاديث در اين باب ، از بسيارى به مرتبه‌اى است كه حصر آن دشوار است ، ليكن ، در اين زمانها بسيارى از علماى عصر - اصلحهم اللّه - بنابر غرضهاى نفسانى در وجوب جمعه مضايقه دارند و بعضى حكم به حرمت مىكنند و در اين باب متمسّك به شبهه‌هاى ضعيفه ، سست‌تر از خانهء عنكبوت ، مىشوند و غالب مردم عوامند ، يا نزديك به عوام ؛ به شبهات ايشان مغرور مىشوند و جماعتى اعتماد بر ظاهر ايشان كرده ، مىگويند ايشان در كمال ديانت و تقوايند ؛ ما پيروى ايشان مىكنيم . و از حقيقت حال بىخبرند و عقلهاى ايشان به تحقيق اين امور نمىتواند رسيد . به اين تقريب ، هرج و مرج عظيم در اين امر رو داده ، و جماعتى ديگر كه اهليّت امامت نماز جمعه ندارند ، امامت جمعه مىكنند و به همين قناعت نكرده جماعتى را كه اهلند و واجب الاطاعه‌اند و بر ايشان لازم است كه تقليد و متابعت كنند ، تفسيق و تجهيل و تضليل « 3 » مىكنند . يعنى ، حكم به فسق و نادانى و

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 6 ، ص 192 : « من ترك الجمعة ثلاثا متواليات به غير علّة طبع اللّه على قلبه . » ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 375 . ( 3 ) . به گمراهى نسبت دادن .