المحقق السبزواري

11

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

مقدّمهء مصحّح بسم اللّه الرحمن الرحيم در باب مبدأ تشكيل اجتماعات انسانى نظرات گوناگونى از سوى انديشمندان بيان شده است . از جمله آنكه برخى ، انسان را در زمرهء حيوانات اجتماعى شمرده ، طبعا او را متمايل به زندگى در ميان گروه دانسته‌اند ؛ هرچند در سبب اين حسّ اجتماعى زيستن او ، براساس آفرينش در طبيعت انسان و يا به دليل عادت ، آراء متفاوتى ابراز كرده‌اند . « 1 » عدّه‌اى ديگر معتقدند انسان بالطّبع مدنى نيست و به اجتماع رغبت ندارد ، بلكه موجودى است گوشه‌گير و انزواطلب كه تنها تحت فشار اوضاع و احوال به زندگى اجتماعى روى مىآورد . « 2 » به هر تقدير ، تا آنجا كه از مطالعهء تاريخ بشر بر روى زمين بر مىآيد حكايت از حيات گروهى و اجتماعى انسان و تلاش توأم با تعاون براى تأمين و تحصيل نيازهاى مادى و معنوى خود بوده است . در جريان زندگى جمعى قضايايى رخ مىدهد كه ميان خواست و منافع افراد با يكديگر و يا فرد با جامعه ناسازگارى بروز مىكند . ضرورت وجود يك نظام اجتماعى و سلسله قوانين و مقرّراتى مناسب براى سامان بخشيدن به روابط انسانها ، بازداشتن آنان از تجاوز به حقوق يكديگر و مساعد ساختن شرايط براى بهره‌مندى آنان از مزاياى اجتماعى از همين‌جا نشأت گرفته است ، تا آنجا كه حتّى در ميان جوامع ابتدايى و غير متمدن ، گونه‌هايى سطحى و بدوى از نظام اجتماعى و حاكميت مقرّراتى مقبول همگان وجود داشته است . منتهى در اين نوع جامعه‌ها قوانين و مقرّرات در زىّ عادات و آداب و رسوم خاصّ قومى ، كه به تدريج شكل گرفته و يا حتّى ممكن بوده ناشى از اراده‌هاى زورگويانى براى تسلّط بر اجتماع

--> ( 1 ) . نك : تاريخ فلسفهء سياسى ، ج 1 ، ص 13 . ( 2 ) . ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 1 ، ص 28 .