الفيض الكاشاني

91

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

پرنده‌اى افتاد كه در درختى آشيانه ساخته و در آن سكنا گزيده و نغمه سر مىدهد ، گفت : اى كاش نمازگاه خود را در زير اين درخت قرار دهم و با آواز اين مرغ انس گيرم و همين كار را انجام داد . خداوند به پيامبر زمان او وحى فرمود كه به فلان عابد بگو : چون به مخلوقى انس گرفتى تو را از درجه‌اى ساقط كردم كه هرگز با هيچ عمل خود نمىتوانى به آن برسى . بنابراين نشانه محبّت كمال انس به مناجات با محبوب و كمال تنعّم به خلوت با او و كمال بيزارى از هر چيزى است كه خلوت را بر او منغّص كند و مانع لذّت راز و نياز او با محبوب گردد ؛ و نشانه كمال انس با خدا آن است كه همهء عقل و فهم آدمى در لذّت مناجات با او مستغرق شود ، و مانند كسى باشد كه با معشوق خود در خطاب است و با او راز و نياز مىگويد . اين لذّت در برخى بدان پايه رسيده كه هنگامى كه در نماز بوده‌اند حريق در خانه‌شان روى داده و آنان متوجّه آن نشده‌اند و يا پاى آنها را به سبب علّتى كه به آن دچار شده در موقعى كه مشغول نماز بوده‌اند بريده‌اند و احساس نكرده‌اند ، و هرگاه محبّت و انس غلبه يابد خلوت با خدا و مناجات با او مايهء روشنى چشم انسان مىشود ، و به سبب آن همه غمهايش بر طرف مىگردد بلكه دلش چنان در محبّت و انس مستغرق مىشود كه امور دنيا را تا چند بار در گوش او بازگو نكنند نمىفهمد ، و او همچون عاشقى شيداست كه به زبانش با مردم سخن مىگويد و در باطن با ياد دوست خود همنشين است . آرى دوست آن است كه جز به محبوب خود آرام نگيرد . خداوند به داوود عليه السّلام وحى فرمود : كسى كه مدّعى محبّت من باشد و به هنگامى كه شب فرا رسد از من غافل شود و بخوابد دروغ گفته است ؛ آيا نه اين است كه هر محبوبى ديدار دوستش را طالب است ؟ و اينك من براى كسى كه جوياى من است موجودم . موسى عليه السّلام عرض كرد : پروردگارا ! كجايى تا من قصد تو كنم ، فرمود : هرگاه قصد من كنى به من رسيده‌اى . از نشانه‌هاى ديگر آن كه بر آنچه جز خدا از او فوت مىشود اندوه نخورد ، بلكه در برابر هر ساعتى كه بر او بگذرد و در آن از ذكر خدا و طاعت او فارغ باشد متأسّف شود و در اين هنگام است كه با التماس و پوزش و طلب آمرزش و توبه به خدا بازگشت مىكند . يكى از عارفان گفته است : خداوند را بندگانى است كه او را دوست مىدارند و به او آرامش مىيابند و بر آنچه از دنيا كه از آن‌ها فوت شده تأسّف نمىخورند و به لذّتهاى نفسانى نمىپردازند ، دلهاى آنها شاكر و راضى است ، چه سلطنت پادشاه آنها كامل است ، آنچه را بخواهد واقع مىشود و هر چه نصيب آن‌هاست به آنان مىرسد و آنچه از ايشان فوت شده به مقتضاى