الفيض الكاشاني

440

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

يكى از آنها مىگويد : اى برادر به ياد دارى كه فلان روز در فلان مجلس خدا را خوانديم و خدا ما را آمرزيد « 1 » . » پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « بهشتيان بدن و صورتشان بى موست و سپيد پوست و مجعد موى و سرمه كشيده و سى و سه ساله‌اند و بر آفرينش آدميانند ، طول آنان شصت گز و عرض آنان هفت گز است « 2 » . » و نيز فرموده است : « پست‌ترين اهل بهشت داراى هشتاد هزار خدمتكار و هفتاد و دو همسر است ، براى او قبّه‌اى از مرواريد و زبرجد و ياقوت بر پا مىكنند كه وسعت آن به اندازه فاصله جابيه تا صنعاست بر سر اينان تاجهايى است كه پست‌ترين مرواريد آن فاصله ميان مشرق تا مغرب را روشن مىكند « 3 » . » و نيز فرموده است : « به بهشت نگريستم ، هر يك از انارهاى آن را مانند پشت شتر پالان شده ، و پرندگان آن را مانند شتران بختى ديدم ، در آن كنيزكى ديدم ، گفتم : اى كنيزك ! تو براى كى هستى ؟ گفت : براى زيد بن حارثه ، و در بهشت چيزهايى است كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه به دل بشرى خطور كرده است « 4 » . » كعب الاحبار گفته است : خداوند آدم را به دست خود آفريد ، و به دست خود تورات را نوشت ، و درختان بهشت را به دست خود كاشت ، سپس به آنها فرمود : سخن گوييد ، گفتند : قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ . اينها اوصاف بهشت بود كه ما آنها را نخست به اجمال و سپس به تفصيل بيان كرديم ، يحيى بن معاذ گفته است : ترك دنيا سخت و از دست رفتن بهشت سخت‌تر است ، ترك دنيا مهريّهء آخرت است . و نيز گفته است : طلب دنيا مايهء ذلت نفوس و طلب بهشت موجب عزّت نفوس است شگفتا از كسى كه خوارى را در طلب چيز فانى اختيار و عزّت را در طلب چيز باقى ترك مىكند . مىگويم : از طرق خاصّه ( شيعه ) شيخ ما صدوق به سند خود از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت

--> ( 1 ) بزّار و رجال آن صحيح‌اند ، جز سعيد بن دينار و ربيع بن صبيح كه ضعيف‌اند و گاهى هم ثقه شمرده شده‌اند ؛ مجمع الزوائد ، ج 10 ، ص 421 . ( 2 ) سنن ترمذى ، ج 10 ، ص 14 از حديث معاذ با اختلافاتى ؛ صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 141 ، از حديث ابى هريره . ( 3 ) سنن ترمذى ، ج 10 ، ص 35 ، از حديث ابى سعيد خدرى در دو حديث . ( 4 ) تفسير ثعلبى از روايت ابى هارون عبدى از ابى سعيد ؛ تفسير على بن ابراهيم ، ص 374 .