الفيض الكاشاني
41
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نمىباشد ، چه لذّت هر علم به اندازهء شرف آن علم است و شرف علم به اندازهء شرف معلوم يا موضوع آن است تا آن حدّ كه اگر كسى باطن احوال مردم را بداند و از درون آنها خبر دهد ، احساس لذّت مىكند و اگر نداند ، تقاضاى طبع او آن است كه تفحّص كند . از اين رو هرگاه باطن احوال رئيس شهر و اسرار تدابير او را در رياستش بداند ، اين امر براى او لذيذتر و گواراتر از علم او به باطن احوال كشاورز و بافنده مىباشد . همچنين هرگاه بر اسرار وزير و تدابير و تصميمات او در امور وزارتش آگاهى يابد ، براى او دلنشينتر و لذيذتر از علم او به اسرار رئيس شهر است و اگر به باطن احوال شاه و حكمرانى كه برتر از وزير است آگاه باشد ، اين براى وى گواراتر و لذّتبخشتر از آگاهى او به چگونگى احوال وزير مىباشد ، آنگاه ستايش او نسبت به حكمران بيشتر و تفحّص او از احوال وى شديدتر خواهد بود ، زيرا لذّت او در آن بزرگتر است . از اين رو روشن مىشود كه لذيذترين معرفتها ، شريفترين آنهاست و شرف آنها بر حسب شرف معلوم يا موضوع آنهاست . پس اگر در معلوماتت چيزى وجود داشته باشد كه بزرگتر و كاملتر و شريفتر باشد ، ناچار علم به آن لذيذتر و شريفتر و گواراتر خواهد بود . اكنون كاش مىدانستم كه آيا در جهان زيباتر و برتر و شريفتر و كاملتر از آفريننده همه اشيا و كامل كننده و آرايش دهنده و پديد آورنده و باز گرداننده و اداره كننده و ترتيب دهندهء آنها چيزى وجود دارد ؟ و آيا قابل تصور است كه پادشاهى در ملك و كمال و بها و جمال و جلال برتر از مقام ربوبى وجود داشته باشد ، مقامى كه توصيف وصف كنندگان نمىتواند به مبادى جلال و عجايب احوال آن احاطه يابد . پس اگر در اين شكّ ندارى ، بايد يقين كنى كه آگاهى بر اسرار ربوبيّت و دانستن ترتّب امور او كه محيط بر همهء موجودات است ، بالاترين معارف و اطّلاعات و لذيذترين و پاكيزهترين و گواراترين آنهاست و سزاوارتر آن است كه نفوس بشرى براى اتّصاف به كمال و جلال او رغبت كنند و شادى و خوشحالى آنها به او بزرگ باشد . بنابراين روشن شد كه علم لذّتبخش است و لذّتبخشترين علوم شناخت خدا و صفات و افعال و تدابير او در امور مملكتش از منتهاى عرش تا قعر زمين است . بايد انسان بداند كه لذّت معرفت از لذّات ديگر يعنى لذّت شهوت و غضب و لذّات حواسّ پنجگانه قويتر است ، چه لذّات در مرتبه نخست از نظر نوع مختلف است مانند اختلاف لذّت مباشرت با لذّت سماع و سپس لذّت معرفت با لذّت رياست كه از نظر ضعف و قوّت اختلاف دارند اين اختلاف در كسى كه شهوت مباشرت در او بسيار قوى و در ديگرى بسيار سست و ضعيف