الفيض الكاشاني

397

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

سخن گوييد ، آنها اعمال او را بيان مىكنند ، آنگاه او را وامىگذارند تا سخن گويد ، به اعضايش مىگويد : دورى و هلاكت شما را باد ، من از شما دفاع مىكردم . « 1 » بنابراين به خدا پناه مىبريم از رسوايى در پيش روى خلق بر اثر شهادت اعضا و جوارح جز اين كه خداوند به مؤمن وعده داده است كه گناهان او را مستور بدارد و ديگرى را بدانها آگاه نگرداند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « هر كس عيب مؤمنى را بپوشاند خداوند عيب او را در روز قيامت مىپوشاند » « 2 » . ليكن اين امر تنها دربارهء مؤمنى اميد مىرود كه عيوب مردم را بپوشاند و كوتاهيهاى آنها را دربارهء خود تحمّل كند و زبان به ذكر بديهاى مردم نگشايد و در غياب آنها چيزى نگويد كه اگر آن را بشنوند ناخوشايندشان باشد چنين كسى سزاوار است كه در قيامت مانند خود او با وى رفتار شود . حال انگار كه خداوند گناهان تو را از ديگران پوشيده بدارد ، آيا نداى عرض اعمال كه گوش تو را خواهد كوبيد و هراسى كه از آن تو را فرا خواهد گرفت براى كيفر گناهانت كافى نخواهد بود ؟ چه موى بالاى پيشانيت را مىگيرند و تو را بدان جا كه بايد مىكشانند در حالى كه دلت هراسان و خردت پريشان و بدن و اعضايت لرزان و رنگ رويت دگرگون و از شدّت هول و هراس جهان در نظرت تاريك مىشود . بنابراين نفس خويش را ارزيابى كن كه با اين صفات و حالاتى كه گفته شد پاى بر گردن مردم مىگذارى و صفّها را مىشكافى و مانند اسبى كه آن را به يدك مىكشند كشيده مىشوى و چشمها به سوى تو دوخته شده است . پس در نظر گير كه موكّلانت دست تو را با همين وضع مىگيرند و به ساحت عرش خداوند رحمان مىرسانند سپس تو را رها مىكنند . و خداوند سبحان با عظمت گفتار خود تو را ندا مىكند كه اى فرزند آدم نزديك بيا و تو با دل تپيده و شكسته و اندوهگين و چشمى خاشع و فروهشته نزديك مىروى و نامهء اعمالت كه هر عمل كوچك و بزرگى انجام داده‌اى در آن ثبت و شمارش شده به تو داده مىشود ، از اين رو چه بسيار كارهاى زشتى كه از تو سر زده و فراموش كرده‌اى و اكنون به ياد تو مىآيد ، و بسا طاعتها كه از آفات آنها غفلت ورزيده‌اى و معايب آنها بر تو مكشوف مىگردد ، و چه بسيار است شرمندگيها و حيرتها و محدوديّتها و ناتوانيهايى كه براى تو است . اى كاش مىدانستم كه بر روى چه قدمى در

--> ( 1 ) صحيح مسلم ، التّوبه ابن ابى الدّنيا و الفاظ آن از اوست ، ابن ابى حاتم ، الأسماء و الصّفات بيهقى از حديث انس . ( 2 ) صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 21 و پيش از اين ذكر شده است .