الفيض الكاشاني

390

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

انكدار ، روز انتشار ، روز انشقاق ، روز وقوف ، روز خروج ، روز خلود ، روز وعيد ، روز تغابن ، روز عبوس ، روز معلوم ، روز موعود ، روز مشهود ، روز لا ريب فيه ( در آن شكّ نيست ) ، روز تبلى السّرائر ( اسرار آشكار مىشود ) ، روزى كه كسى كه به جاى ديگرى مجازات نمىشود ، روزى كه در آن چشمها خيره مىشود ، روزى كه دوستى از دوستى چيزى را كفايت نكند ، روزى كه هيچ كس قادر بر انجام كارى براى ديگرى نيست ، روزى كه به سوى آتش جهنّم رانده شوند ، روزى كه در آتش دوزخ به صورتشان كشيده شوند ، روزى كه صورتهاشان در آتش گردانيده شود ، روزى كه پدر چيزى از مجازات فرزند را تحمّل نمىكند ، روزى كه مرد از برادر خود مىگريزد ، روزى كه نمىتوانند سخن گويند و به آنها اجازه داده نمىشود پوزش بخواهند ، روزى كه هيچ كس قدرت ندارد آن را از خدا باز گرداند ، روزى كه آنان بيرون مىآيند ، روزى كه بر آتش آزموده مىشوند ، روزى كه مال و فرزند سودى ندارد ، روزى كه پوزشخواهى ستمگران سودمند نيست و لعنت و سراى بد براى آنهاست ، روزى كه در آن غذرها مردود و اسرار مكشوف و ضماير آشكار و پرده‌ها برداشته مىشود ، روزى كه در آن چشمها خاشع و صداها آرام و التفات اندك و نهفته‌ها ظاهر و گناهها و پليديها آشكار مىشود ، روزى كه بندگان رانده مىشوند و گواهان آنها را همراهى مىكنند و در آن كودك پير و پير مدهوش مىشود . در اين روز ترازوها نصب و دفاتر اعمال باز و دوزخ نمايان مىشود ، حميم به جوش مىآيد ، دوزخ نفس بر مىآورد ، كافران نوميد مىشوند ، آتش شعله‌ور مىشود رنگ رخسارها تغيير مىكند ، زبانها گنگ مىشود و اعضاى انسان به سخن در مىآيد . اى انسان چه چيزى تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور كرده است كه درها را بسته‌اى و پرده‌ها را فروهشته‌اى و از مردمان خود را پنهان كرده‌اى و به ارتكاب فسق و فجور پرداخته‌اى ، آيا چه خواهى كرد هنگامى كه اعضايت بر ضدّ تو گواهى دهند . آرى واى بر ما و باز هم واى بر ما گروه غافلان كه خداوند سرور پيامبران را به سوى ما مىفرستد و كتابى روشنگر بر او نازل مىكند و ما را از صفات و چگونگى روز جزا آگاه مىسازد و غفلت ما را به ما گوشزد مىكند و مىفرمايد : اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ ، ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ ، لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ « 1 » ، سپس ما را از نزديك بودن

--> ( 1 ) انبياء / 1 : حساب مردم به آنها نزديك شده امّا آن‌ها در غفلت ازو روى گردانند ، هر ياد آورى تازه‌اى از طرف پروردگارشان براى آنها بيايد با لعب و شوخى به آن گوش مىدهند .