الفيض الكاشاني
384
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مرد كافرى مظلمهاى باشد چه چيزى از كافر كه اهل دوزخ است مىگيرد ؟ علىّ بن الحسين عليه السّلام به او فرمود : از گناهان مسلمان به اندازه حقّى كه بر كافر دارد ساقط مىشود و كافر به اندازه مظلمهاى كه مسلمان بر او دارد علاوه بر عذاب كفر خود معذّب مىگردد . قرشى عرض كرد : هرگاه مسلمانى بر ذمّه مسلمان ديگر مظلمهاى داشته باشد چگونه مظلمه او از مسلمان اخذ مىشود ؟ فرمود : به اندازهء حقّ مظلوم از حسنات ظالم اخذ و به حسنات مظلوم اضافه مىشود ؛ قرشى عرض كرد : اگر ظالم حسناتى نداشته باشد ؟ فرمود : اگر ستمكار حسناتى ندارد و مظلوم گناهانى داشته باشد از گناهان او برداشته و به گناهان ستمكار افزوده مىشود . » « 1 » غزّالى مىگويد : چه بزرگ است روزى كه عورتها در آن مكشوف شود ليكن مردم بدان ننگرند و توجّه نكنند و چگونه چنين نباشد و حال آن كه برخى از مردم بر روى شكمهايشان و بعضى بر صورتهايشان راه مىروند و قدرت ندارند كه به ديگرى توجّه كنند . ابو هريره گفته كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « در روز قيامت مردم در سه دسته محشور مىشوند بعضى سواره و برخى پياده و دستهاى بر صورتهايشان حركت مىكنند » ؛ مردى عرض كرد : اى پيامبر خدا ! چگونه بر صورتهايشان راه مىروند ؟ فرمود : « كسى كه آنها را به راه رفتن بر پاهايشان توانا كرده قادر است آنها را بر رويهايشان روان گرداند . » « 2 » در طبيعت آدمى است كه آنچه را نديده و به آن انس نگرفته انكار مىكند ، فى المثل اگر انسان مار را نديده بود كه مانند برق جهنده بر روى شكم راه مىرود راه رفتن بدون پا را انكار مىكرد ، همچنين كسى كه راه رفتن روى پا را نديده است وقوع آن را مستبعد مىشمارد . از اين رو بپرهيز از اين كه چيزى از شگفتيهاى قيامت را به سبب مخالفت آن در مقايسه با آنچه در دنياست ردّ كنى زيرا اگر شگفتيهاى دنيا را نديده بودى و پيش از مشاهده بر تو عرضه مىشدند انكار تو نسبت به آنها بسيار شديدتر بود . لذا هيأت خود را در آن روز در دلت مجسّم كن چه تو در آن روز برهنه ، عورت نپوشيده ، خوار و رانده شده ، سرگردان و مبهوت ايستادهاى و منتظرى كه از قضاى الهى چه حكمى بر تو جارى شود . آيا در زمرهء سعادتمندان خواهى بود يا در جرگهء تيره بختان و اهل شقاوت ، و حالت خود را در آن روز بزرگ بشمار كه بسيار بزرگ است .
--> ( 1 ) كافى ، ج 8 ، ص 104 . ( 2 ) المصابيح بغوى ، ج 2 ، ص 207 .