الفيض الكاشاني
379
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پيش روى مردگان جز هراس از همين نفخه وجود نداشت باز سزاوار بود كه انسان بسيار بيمناك باشد ، چه آن نفخه و صيحهاى است كه بر اثر آن همهء اهل آسمانها و زمين مدهوش مىشوند ، يعنى مىميرند جز كسانى كه خدا بخواهد و آنها برخى از فرشتگانند ، از اين رو پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « چگونه بياسايم در حالى كه صاحب صور ، صور را در دهان گرفته ، و پيشانى را كج كرده ، و گوش فرا داده منتظر است كه كى دستور داده مىشود تا در آن بدمد . » « 1 » مقاتل گفته است : صور شاخى ( ميان تهى ) است و اسرافيل دهانش را بر آن نهاده به شكل بوقى كه در آن بدمند و دهانهء آن به اندازهء پهناى آسمانها و زمين است و او به عرش الهى چشم دوخته و منتظر است كه كى به او دستور داده مىشود تا نفخهء نخستين را بدمد . هنگامى كه در آن بدمد همهء كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از هوش مىروند يعنى از شدّت هراس مىميرند جز كسانى كه خدا بخواهد ، و آنها جبرئيل ، ميكائيل ، اسرافيل و فرشته مرگ مىباشند . سپس خداوند به فرشتهء مرگ امر مىكند كه جان جبرئيل و پس از او جان ميكائيل و بعد جان اسرافيل را بگيرد ، آنگاه به فرشتهء مرگ امر مىشود كه بميرد و او مىميرد . پس از دميدن نفخهء نخست چهل سال خلايق در برزخ خواهند ماند سپس خداوند اسرافيل را زنده مىكند و به او دستور مىدهد كه نفخه دوّم را بدمد ، چنان كه فرموده است : ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ « 2 » ، يعنى بر پاى مىايستند و به برانگيخته شدن مردگان مىنگرند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « هنگامى كه برانگيخته شويم به صاحب صور امر مىشود و او شاخ ( ميان تهى ) را به سوى دهن مىبرد و يك پايش را جلو و پاى ديگر را عقب مىگذارد و انتظار مىكشد كه كى در صور بدمد ، هان از اين نفخه بترسيد . » « 3 »
--> ( 1 ) سنن ترمذى ، ج 9 ، ص 261 ؛ با اندك اختلاف ؛ مسند احمد ، طبرانى و الفاظ از اوست و رجال آن ثقهاند ، اگر چه در ميان آنها ضعفى است ؛ مجمع الزّوائد ، ج 10 ، ص 330 . ( 2 ) زمر / 68 : . . . سپس بار ديگر در صور دميده مىشود ناگهان همه به پا مىخيزند و در انتظار ( حساب و جزا ) هستند . ( 3 ) عراقى گفته است : اين حديث را بدين صورت نيافتم بلكه در احاديث آمده است كه اسرافيل از همان آغاز خلقت بدين گونه است چنان كه بخارى در التّاريخ روايت كرده ، و ابو الشيخ در كتاب العظمة از حديث ابى هريره نقل كرده كه : « هنگامى كه كه خداوند از خلقت آسمانها و زمين فراغت يافت صور را آفريد و آن را به اسرافيل عطا كرد و او آن را در دهانش قرار داد و چشمانش را به عرش دوخت و از زمانى كه به آن گمارده شده آماده است و به عرش مىنگرد از بيم آن كه مبادا امر صادر شود و او چشم به هم زند ، چشمان او مانند دو ستاره درخشان است . »