الفيض الكاشاني
35
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نخواهد بود . امّا صفت منزّه بودن از عيبها و نقصها و قداست از پستيها و پليديها يكى از موجبات دوستى و مقتضيات حسن و جمال صورت باطنى است . پيامبران و صدّيقان اگر چه از عيبها و پليديها منزّه بودهاند ، امّا كمال تقدّس و تنزيه اختصاص به ذات پاك خداوند ذو الجلال و الاكرام دارد ، ولى هر مخلوقى از نقص و يا نقايصى خالى نيست ، بلكه او مخلوقى ناتوان و مسخّر و مضطرّ است كه اينها خود عين نقص و عيب مىباشد . لذا كمال ، اختصاص به خداوند دارد و بس و هر چه غير از اوست فاقد كمال است ، جز به قدرى كه او به وى اعطا كرده است و كسى كه قدرتش از ديگرى است ، نمىتواند منتهاى كمال را به ديگرى اعطا كند ، چه كمترين درجات كمال آن است كه بنده قايم به غير و مسخّر ديگرى نباشد و اين امر جز در مورد خداوند محال است و اوست كه در كمال يگانه و از هر عيب بيگانه و منزّه است . شرح تقديس و تنزيه حقّ تعالى از نقايص طولانى و از اسرار علوم مكاشفه است و در اين جا سخن را درباره آن به درازا نمىكشانيم . بنابراين هرگاه اين صفت ، كمال و جمال و محبوب است ، حقيقت آن به طور كامل جز دربارهء خداوند تحقّق ندارد و كمال و قداست غير او مطلق نيست ، بلكه در مقايسه با كسى است كه نقصانش از او بيشتر است ، چنان كه اسب نسبت به الاغ داراى كمالى است و انسان در مقايسه با اسب نيز واجد كمالى مىباشد ، ليكن اصل نقصان شامل همهء آنهاست و تفاوت آنها تنها در درجات نقصان است . از اين رو صاحب جمال محبوب است ، ليكن دارندهء جمال مطلق خداوند يگانهاى است كه همتايى ندارد ، فردى است كه ضدّى ندارد ، وجود جاودانى است كه منازعى ندارد ، توانگرى است كه او را نيازى نيست ، توانايى است كه آنچه بخواهد انجام مىدهد و به آنچه اراده فرمايد ، حكم مىكند ؛ فرمان او را ردّ كننده و حكم او را تأخير كنندهاى نيست ؛ دانشورى است كه به اندازهء ذرّهاى در آسمانها و زمين از دانش او پنهان نيست ؛ قاهرى است كه گردن هيچ جبّار و سركشى از ربقهء قدرت او بيرون نيست و هيچ قيصر و گردنكشى توان رهايى از سطوت و قدرت او را ندارد ؛ ذات ازلى است كه وجود او را آغازى نيست ؛ وجود سرمدى است كه بقاى او را پايانى نيست ؛ واجب الوجودى است كه عدم به حريم او راه ندارد ؛ قيّومى است كه قائم به نفس خويش است و همهء موجودات قايم به اوست . او جبّار زمين و آسمانها ، آفريدگار جماد و نبات و جاندارها ، متفرّد به عزّت و جبروت ، متوحّد در ملك و ملكوت ، صاحب فضل و بها و جلال و جمال و قدرت و كمال است ، آن كه خردها در شناخت جلال او حيرانند و زبانها در توصيف او گنگ و ناتوانند . آن