الفيض الكاشاني

275

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

زمين است و قرآن به طور كلّى به آنها اشاره كرده و فرموده است : وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ « 1 » ، و ابر كه از جمله چيزهايى است كه ميان آسمان و زمين است به تفصيل در چند جاى قرآن از آن ياد شده آن جا كه فرموده است : وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ « 2 » ، و در هر جا كه رعد و برق و باران ذكر شده از ابر نام برده شده است . اگر تو را از اين همه بهره‌اى نيست جز آن كه باران را به چشم ببينى و رعد را به گوشت بشنوى بهايم در اين معرفت با تو شريكند ، و ناچار بايد از حضيض عالم بهايم به سوى عالم ملأ اعلا گام بردارى ، تو چشم ظاهر را گشوده‌اى و ظاهر اين عالم را درك كرده‌اى اينك چشم ظاهر را بربند و با ديدهء باطن بنگر تا عجايب باطن و غرايب اسرار آن را مشاهده كنى . اين امر نيز بابى است كه تفكّر طولانى مىطلبد و اميدى نيست كه بتوان به نهايت آن رسيد . اكنون در ابرهاى انبوه تيره بينديش كه چگونه در هواى صاف خالى از هر تيرگى گرد هم مىآيند و چنانچه خدا بخواهد و هر زمان كه بخواهد با همهء سستى آب سنگين را حمل مىكنند و در جوّ آسمان نگه مىدارند تا آنگاه كه خداوند اجازه دهد آن را قطره قطره كنند و بر زمين فرو ريزند ، البتّه هر قطره به مقدارى كه خداوند اراده فرموده و به شكلى كه او خواسته است . از اين رو مشاهده مىكنى كه ابر آب را به صورت قطره‌هايى جدا از هم بر زمين مىريزد به طورى كه قطره‌اى قطرهء ديگر را درك نمىكند و يكى به ديگرى نمىپيوندد بلكه هر يك در راهى فرود مىآيد كه برايش تعيين شده است و هرگز از آن عدول نمىكند ، متأخّر پيشى نمىگيرد و متقدّم به تأخير نمىافتد تا يكايك قطره‌ها به زمين برسد . اگر پيشينيان و آيندگان جمع شوند كه يك قطرهء آن را بيافرينند يا تعداد قطره‌هايى را كه بر يك شهر يا يكى روستا فرود مىآيد بدانند بى شك حسابگران جنّ و انس از آن ناتوان خواهند بود ، و تعداد آنها را جز كسى كه آن‌ها را ايجاد كرده است نمىداند . سپس هر قطرهء آن براى جزئى از زمين و حيوانى كه در آن است اعمّ از حيوانات وحشى و پرندگان و كرمها معيّن گرديده و بر آن با خطّى الهى كه چشم ظاهر آن را درك نمىكند نوشته شده اين روزى فلان كرم در فلان كوه است كه بايد در فلان وقت به هنگامى كه تشنه مىشود به او برسد . علاوه بر اين در انعقاد تگرگ از آب لطيف و فرود آمدن برفهايى كه همچون پنبه زده شده است شگفتيهايى است كه به شماره در نمىآيد . همهء اين امور از فضل و كرم جبّار قادر

--> ( 1 ) دخان / 38 : ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست بى هدف نيافريديم . ( 2 ) بقره / 164 : . . . و ابرهايى كه در ميان آسمان و زمين معلّق‌اند .