الفيض الكاشاني
256
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
ماندند ، چه به آنها گفته شد : خداوند برتر است از آن كه سر و پا و دست و چشم و اندام داشته و يا جسمى مشخّص و داراى حجم و مقدار باشد ؛ ليكن آنان اين سخنان را انكار و گمان كردند اينها نقصى براى عظمت و جلال خداوند است تا آن جا كه برخى از عوام احمق گفتند : اين توصيف خربزه هندى است نه تعريفى براى خداوند ، و اين بيچارهها پنداشتهاند كه جلال و عظمت پروردگار به داشتن اين اعضاست . اين كژيها به سبب آن است كه انسان جز خود را نمىشناسد و جز خود را بزرگ نمىشمارد ، از اين رو هر چيزى در صفات با او برابر نباشد در آن ادراك عظمت نمىكند . آرى نهايت اين است كه خود را داراى صورتى زيبا فرض مىكند كه بر تخت نشسته و در پيش روى او غلامانى هستند كه اوامر او را فرمانبردارى مىكنند ، غايت درك او اين است كه خدا را به همين گونه فرض كند تا بتواند عظمت او را بفهمد . بلكه اگر مگس را عقلى مىبود و به او گفته مىشد : آفرينندهء تو بال و دست و پا ندارد و پرواز نمىكند بى شك او را منكر مىشد و مىگفت : چگونه ممكن است آفرينندهء من از من كمتر باشد آيا بالهاى او بريده شده يا زمينگير است كه نمىتواند پرواز كند و يا مرا آلت و قدرتى است و او فاقد آنهاست در حالى كه او آفريننده و صورتبخش من است . عقل اكثر مردم نزديك به همين عقل است چه انسان نادان و ستمكار و ناسپاس است . از اين رو خداوند به يكى از پيامبرانش وحى فرمود كه : صفاتم را به بندگانم مگوى تا انكار كنند و از من به آنها چيزى بگوى كه آن را مىفهمند . اكنون چون به سببى كه گفته شد انديشيدن در ذات و صفات حق تعالى خطرناك است ادب شرع و صلاح خلق اقتضا دارد كه از موارد تفكّر در آن سخن نگوييم و به مرتبهء بعدى آن كه انديشيدن در افعال و عجايب صنع و بدايع امر او در ميان بندگانش مىباشد بپردازيم ، چه اينها گواه جلال و كبريايى و تقدّس و تعالى او ، و گوياى علم و حكمت كامل و مشيّت نافذ و قدرت بى منتهاى اوست . از اين رو ما با توجه به آثار صفاتش به صفات او مىنگريم ، چه ما توانايى نظر كردن در صفات او را نداريم چنان كه ما مىتوانيم هنگامى كه زمين به نور خورشيد روشن است به آن بنگريم و از اين راه به عظمت نور خورشيد در مقايسه با نور ماه و ستارگان ديگر استدلال كنيم . چه روشنى زمين از آثار نور خورشيد است و نگريستن در اثر تا حدّى دلالت بر مؤثّر مىكند ؛ ليكن نمىتواند جانشين نظر كردن بر مؤثّر شود . همهء موجودات دنيا اثرى از آثار قدرت خداوند و نورى از انوار اوست بلكه هيچ ظلمتى از عدم تيرهتر و هيچ نورى از وجود