الفيض الكاشاني
242
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
چيز ديگر . آرى چون علم در دل حاصل شود حالت دل دگرگون مىگردد و هرگاه حالت دل دگرگون شد اعمال جوارح نيز دگرگون مىشود ، و عمل تابع حال و حال تابع علم و علم تابع فكر است . بنابراين فكر اصل و كليد همهء خيرات است و همين امر فضيلت تفكّر را براى تو آشكار و معلوم مىسازد كه برتر از ذكر و تذكّر است چه فكر متضمّن ذكر و غير آن است ، و ذكر دل برتر از عمل جوارح است ، بلكه شرف عمل به سبب آن كه مقرون به ذكر مىباشد ؛ از اين رو تفكّر از همهء اعمال برتر است . به همين سبب گفته شده است : يك ساعت تفكّر بهتر از يك سال عبادت است . و نيز گفتهاند : تفكّر انسان را از ناخواستنيها به خواستنيها و از رغبت و حرص به زهد و قناعت باز مىگرداند . و نيز گفتهاند : تفكّر در انسان مشاهده و پرهيزگارى پديد مىآورد . از اين رو خداوند فرموده است : لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً « 1 » . اگر بخواهى بدانى چگونه فكر حال را دگرگون مىكند مثال آن همان است كه ما دربارهء امر آخرت بيان كرديم ، چه تفكّر در آن به ما مىفهماند كه آخرت به برگزيدن سزاوارتر است ، و هرگاه اين شناخت به صورت يقين در دل ما رسوخ يابد دل دگرگون مىشود و به آخرت و زهد در دنيا رغبت پيدا مىكند . مقصود ما از حال همين است ، زيرا حالت دل پيش از حصول اين معرفت مبتنى بر دوستى دنيا و گرايش به آن و نفرت از آخرت و بى ميلى نسبت به آن است ليكن با پديد آمدن اين معرفت حال دل دگرگون مىشود و اراده و رغبت او تغيير مىيابد ، سپس اين تغيير اراده باعث مىشود كه اعمال جوارح دگرگون گردد و به سوى اعمال آخرت و دور كردن دنيا از خود رو آورند . در اين جا پنج درجه وجود دارد : 1 - احضار دو معرفت مذكور در دل . 2 - تفكّر كه عبارت از طلب معرفت مطلوب از آن دو است 3 - حصول معرفت مطلوب و روشن شدن دل بدان 4 - دگرگون شدن حال دل به سبب حصول نور معرفت 5 - خدمت كردن جوارح نسبت به دل بر حسب حالت تازهاى كه براى او روى داده است . همان گونه كه اگر سنگ را بر آهن زنند آتشى از آن جستن مىكند كه پيرامون خود را روشن مىسازد و چشم كه پيش از آن چيزى را نمىديد بينايى پيدا مىكند و اعضا براى عمل به پا مىخيزند ، به همين گونه فكر آتش گيرانه نور معرفت است و هنگامى كه مانند سنگ و آهن آن دو معرفت را با هم جمع كنند و مانند زدن سنگ بر آهن آن دو را به نحوى كه خاصّ
--> ( 1 ) طه / 113 : . . . شايد آنها تقوا پيشه كنند يا براى آنان تذكّرى ايجاد نمايد .