الفيض الكاشاني
227
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سردى جهنّم نيز جز از طريق تمسّك به دژ توحيد و سنكر طاعت قابل دفع نيست ، و كرم خداوند در اين است كه طريق تمسّك به اين دژ را به تو شناسانده و اسباب آن را برايت فراهم ساخته است نه آن كه عذاب را بدون تمسّك به دژ او از تو دفع كند ، چنان كه كرم خداوند در دفع سرماى زمستان به اين است كه آتش را آفريده و تو را به طريق استخراج آن از ميان سنگ و آهن راهنمايى كرده تا بتوانى در زمستان سرما را از خود دفع كنى ؛ و همان گونه كه آفريننده و مولاى تو از خريد هيزم و تهيّهء جبّه بى نياز است و آن را براى خاطر خودت مىخرى و او آنها را وسيلهاى براى آسايش و طاعت و مجاهدهء تو قرار داده ، همچنين او از طاعت و مجاهدهء تو بى نياز است و آنها راهى براى نجات تو است چه هر كس نيكى كند براى خود كرده و آن كه بدى كند به خود كرده است و خداوند از همهء جهانيان بى نياز است . واى بر تو اى نفس نادانى را از خود بزداى و آخرت خود را به دنيايت قياس كن چه : ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ « 1 » و كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ « 2 » . و در سنّت خداوند هرگز تبديل و دگرگونى نمىتوان يافت . من مىبينم كه تو به دنيا انس گرفتهاى و جدايى از آن برايت دشوار شده است ؛ پيوسته رو به آن مىآورى و دوستى آن را در خودت استوار مىكنى ، گيرم تو از عذاب و ثواب الهى و از هولهاى روز قيامت و احوال آن غافلى آيا به مرگى كه ميان تو و آنچه كه محبوب تو است جدايى مىاندازد يقين ندارى ؟ آيا مىپندارى كسى كه وارد سراى پادشاهى شود تا از آن عبور كند و از سمت ديگر آن خارج گردد اگر در اين ضمن چشم به چهرهء مليحى بدوزد با آن كه مىداند او دلش را به خود مشغول خواهد كرد سپس به چشم برداشتن و جدا شدن از آن ناگزير گردد آيا او از خردمندان به شمار مىآيد يا از احمقان ؟ آيا نمىدانى دنيا سرايى است متعلّق به ملك الملوك و تو تنها به منزلهء عابرى هستى ، و هر چه در اين سراست به همراه عابران برده نمىشود و پس از مرگ آنها به جا مىماند . از اين رو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است كه : « روح القدس در دلم دميد كه دوست بدار آنچه را دوست مىدارى زيرا تو سرانجام از آن جدا خواهى شد ، و زندگى كن آنچه مىخواهى كه عاقبت
--> ( 1 ) لقمان / 28 : آفرينش و زندگى مجدد شما همانند يك فرد بيش نيست . ( 2 ) اعراف / 29 : همان گونه كه شما را در آغاز آفريد ( بار ديگر در رستاخيز ) باز مىگرديد .