الفيض الكاشاني

222

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

چه نفس پيوسته به زيركى و آگاهى خود مىبالد و اگر نسبت حماقت به او دهى شانه خالى مىكند و بشدّت سر باز مىزند ليكن بايد به او بگويى : اى نفس ! چقدر نادانى ، ادّعاى حكمت و هوشمندى و زيركى دارى در حالى كه كودنى و حماقت تو از هر كسى بيشتر است . آيا نمىدانى بهشت و دوزخ در پيش روى تو است و تو به زودى به يكى از اين دو منتقل خواهى شد . پس چگونه است كه شادمانى مىكنى و مىخندى و بازى مىكنى در صورتى كه تو را براى اين امر بزرگ مىطلبند و شايد امروز يا فردا از اين صحنه ربوده شوى . من مىبينم كه تو مرگ را دور از خود مىبينى و خداوند آن را نزديك مىبيند . آيا نمىدانى كه هر چه آمدنى است نزديك است و دور چيزى است كه آمدنى نيست . آيا ندانسته‌اى كه مرگ ناگهان مىآيد بى آن كه از پيش پيكى روانه كند و يا قول و قرارى بگذارد ، و بدان گونه نيست كه تنها در زمستان بيايد نه در تابستان و يا در تابستان بيايد نه در زمستان يا در روز بيايد نه در شب و يا در شب بيايد نه در روز ، در جوانى بيايد نه در كودكى و يا در كودكى بيايد نه در جوانى بلكه هر نفسى كه بر مىآيد ممكن است به طور ناگهانى با مرگ همراه باشد و اگر توأم با مرگ نباشد با بيمارى ناگهانى همراه باشد و منجر به مرگ شود . بنابراين تو را چه شده است كه براى مردن آماده نمىشوى در حالى كه از هر نزديكى به تو نزديكتر است آيا در اين گفتار خداوند نمىانديشى كه فرموده است : اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ ، ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ ، لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ « 1 » . اى نفس واى بر تو كه اگر جرأت تو در ارتكاب گناه ناشى از اعتقاد تو است به اين كه خدا تو را نمىبيند بايد گفت كفر تو چقدر بزرگ و سنگين است و هرگاه با اعتقاد به اين كه خدا تو را مىبيند و به اعمال تو آگاه است مرتكب گناه مىشوى چقدر وقاحت تو شديد و شرم تو اندك است . واى بر تو هرگاه يكى از برادرانت يا برده‌اى از بردگانت در پيش روى تو كارى كه مكروه تو است انجام دهد چگونه بر او خشمگين و دشمن او مىشوى . پس با چه جسارت و به چه جرأتى خود را در معرض دشمنى با خدا و خشم و عذاب او قرار مىدهى ، آيا گمان مىكنى ياراى تحمّل عذاب او را دارى ؟ چه دور است و چه دور است اين ، خود را بيازماى اگر ناز و نعمت تو را از عذاب دردناك الهى به خود مشغول داشته است ساعتى در آفتاب يا در گرمابه توقّف و يا انگشت خود را به آتش نزديك كن تا اندازهء طاقت تو آشكار

--> ( 1 ) أنبيا / 2 و 3 و 4 : حساب مردم براى آنها نزديك شده است و آنها در غفلتند و روگردانند ، هر يادآورى تازه‌اى از طرف پروردگارشان براى آنها بيايد يا بازى و شوخى به آن گوش فرا مىدهند .