الفيض الكاشاني

134

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

برانگيخته شدن قدرت براى خدمت به اراده از طريق به جنبش درآوردن اندامهاست جز اين كه به حركت درآمدن قدرت براى عمل گاهى بر اثر يك انگيزه و زمانى به سبب دو انگيزه است كه هر دو بر يك عمل اتّفاق كرده‌اند . هرگاه عمل به سبب دو انگيزه است ممكن است هر يك از آن دو به گونه‌اى باشد كه به تنهايى بتواند قدرت را به حركت درآورد و يا آن كه هر كدام از آنها قاصر از اين كار بوده و جز با اتّفاق توانايى بر تحريك قدرت نداشته باشند ، و نيز ممكن است يكى از آنها در صورت عدم وجود ديگرى كافى باشد ليكن دومى براى كمك و يارى اوّلى برانگيخته شده باشد . به اين ترتيب چهار قسم انگيزه وجود مىيابد كه ما براى هر كدام از آنها مثالى ذكر مىكنيم : اوّل - آن كه يك انگيزه به تنهايى وجود داشته باشد مانند اين كه درّنده‌اى ناگهان بر انسان هجوم آورد ، او همين كه آن را مىبيند در حال از جايش برمىخيزد ، و آنچه او را بدين كار وامىدارد قصد گريز از درّنده است ، چه جانور را ديده و مىداند كه درّنده و آسيب رسان است ، از اين رو نفس او براى گريز برانگيخته و قدرت در او آميخته مىشود و چون قدرت به مقتضاى برانگيختگى او عمل مىكند از جاى برمىخيزد تا از درّنده بگريزد و در اين برخاستن قصدى جز آن ندارد ، اين را نيّت خالص مىنامند و عملى كه به مقتضاى آن در برابر هدفى كه باعث اصلى است انجام مىگردد اخلاص ناميده مىشود و معناى آن اين است كه نيّت او از مشاركت غير او و هر آميختگى خالص است . دوّم - آن كه دو انگيزه جمع شود و هر كدام از آنها بتنهايى در برانگيختن مستقلّ باشد . مثال آن در محسوسات اين است كه دو نفر در برداشتن چيزى به مقدارى از نيروى خود يكديگر را يارى دهند كه اگر هر كدام بتنهايى آن را بردارند آن مقدار نيرو كافى باشد . و مثال آن در ارتباط با مقصود ما اين است كه خويشاوندى فقير از انسان حاجتى بخواهد ، و او به سبب فقر و خويشاوندىاش حاجت او را برآورد و مىداند كه اگر هم فقير نبود به خاطر خويشاوندىاش حاجت او را برآورده مىكرد ، و هم اگر خويشاوند نبود براى فقر و نادارىاش حاجت او را رفع مىكرد ؛ و مىداند كه نفس او به گونه‌اى است كه اگر خويشاوند توانگر و يا بيگانه مستمند به او رجوع كند با رغبت حاجتش را برآورده مىسازد . همچنين كسى كه پزشك او را به ترك طعام دستور داده و در اين هنگام روز عرفه فرا رسيده و آن روز را روزه مىگيرد در حالى كه مىداند اگر روز عرفه نبود نيز از طعام پرهيز و آن را ترك مىكرد ، و هم اگر پرهيز نمىكرد به خاطر روز عرفه روزه مىداشت و امساك مىكرد در اين صورت دو انگيزه با هم جمع شده و بر عمل اقدام كرده و انگيزهء دوّم يار و مددكار انگيزهء اوّل