الفيض الكاشاني

122

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كسى كه گفته است : شر از خداوند نيست نادان است ، و آن كه گفته است : همهء امور از خداست و تفاوتى ميان رضا و كراهت نيست نيز تقصير كرده است امّا پرده برداشتن از آن را اجازه نداده‌اند و سزاوارتر خاموشى و مؤدّب بودن به آداب شرع است . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « قدر سرّ خداست آن را فاش نكنيد « 1 » » و آن مربوط به علم مكاشفه است ، و آنچه در اين جا منظور ماست بيان امكان چيزى است كه خداوند مردم را بدان موظّف ساخته است و آن جمع ميان رضا به قضاى حق تعالى و دشمن داشتن معاصى است در حالى كه معاصى نيز از قضاى خداوند است . با آنچه ذكر كرديم مقصود ما بى آن كه نيازى به كشف اين راز باشد روشن شده است . و نيز دانسته شد كه دعا براى آمرزش و مصون ماندن از گناه و ديگر اسبابى كه مايهء كمك به امر دين است با رضا به قضاى خداوند تناقض ندارد ، زيرا خداوند بندگان را به دعا دستور داده تا از اين راه صفاى ذكر و خشوع دل و رقت تضرّع را در آنها برانگيزد ، چه اين امور مايهء جلا و روشنى دل و كليد كشف و سبب دوام مزيد لطف است همچنان كه برداشتن كوزه و آشاميدن آب با رضا به قضاى خداوند كه تشنگى است متناقض نيست و آشاميدن آب طلب رفع تشنگى و استفاده از سببى است كه مسبّب الأسباب مقرّر كرده است . دعا نيز وسيله‌اى است كه خداوند آن را معيّن فرموده و بدان دستور داده است . چنان كه ذكر كرده‌ايم تمسّك به اسباب به پيروى از سنّت حق تعالى هرگز با توكّل تناقض ندارد ، و در كتاب توكّل به اندازهء كافى در اين باره سخن گفته‌ايم . همچنين با مقام رضا منافات ندارد چه رضا با توكّل پيوسته و مقرون است . آرى اظهار بلا بر سبيل شكايت و ناخشنودى قلبى از خدا منافى با رضايت ليكن اظهار بلا به منظور اداى شكر حق تعالى و نماياندن قدرت او ناقض مقام رضا نيست . يكى از پيشينيان گفته است : از حسن رضا به قضاى خداست كه انسان نگويد : امروز روز گرمى است در صورتى كه اين را بر سبيل شكايت و در تابستان بگويد ، زيرا در زمستان گفتن اين سخن شكر است . شكايت در هر حالى با رضا تناقض دارد ، همچنين بدگويى از خوراكيها و ذكر معايب آنها منافى رضا به قضاى خداست ، چه بدگويى از صنعت در حكم بدگويى از صنعتگر است و همه چيز صنع و ساختهء خداست ، و آن كه گفته است : فقر ، بلا و محنت و عايله ، غم و رنج و كار زحمت و مشقّت است همه مضرّ به مقام رضاست . بلكه بايد آدمى تدبير را به مدبّر امور ، و ممكلت را

--> ( 1 ) الحلية ابو نعيم از حديث ابن عمر و پيش از اين ذكر شده است .