الفيض الكاشاني

97

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىگويم : هرگاه پس از دچار شدن او به اين بيمارى وى را كشف و معرفتى حاصل شود كه زيان زنايى را كه پيش از ابتلا مرتكب شده درك كند ، و بر اثر آن سوز و حسرت و ندامتى در او پديد آيد به طورى كه هر گاه شهوت جماع در او باقى بود سوز و گداز پشيمانى او اين شهوت را ريشه‌كن مىساخت اميد آن دارم كه اين ندامت گناه او را جبران كند ، و عمل زشت او را بزدايد ؛ زيرا اختلافى نيست كه اگر او پيش از بروز اين بيمارى توبه كرده و پس از آن مرده بود از جملهء توبه كنندگان به شمار مىآمد هر چند حالت تهييج شهوت در او پديد نيامده و اسباب ارضاى آن برايش فراهم نشده باشد ليكن او توبه كرده و پشيمانى او به اندازه‌اى رسيده كه اگر قصد زنا در او پيدا شده بود از آن منصرف مىشد . و محال نيست كه قوّت پشيمانى عنّين بدان حدّ رسد جز اين كه او آن را در خود تشخيص نمىدهد ، زيرا هر كس ميل به چيزى ندارد با اندك بيمى خود را قادر بر ترك آن مىبيند . امّا خداوند بر ضمير و اندازهء پشيمانى او آگاه است و ممكن است آن را از او قبول فرمايد ، بلكه ظاهر اين است كه خداوند از او مىپذيرد و حقيقت مطلب اين است كه تاريكى گناه به دو چيز محو مىشود ، يكى سوز پشيمانى و ديگرى شدّت مجاهده براى ترك گناه در آينده و مجاهدهء عنّين براى زوال شهوت ممتنع است ليكن محال نيست كه پشيمانى او چنان قوّت گيرد كه بدون مجاهده تاريكى گناه از دل او محو شود ، و اگر اين مطلب نبود مىگفتيم : توبهء توبه كننده قبول نمىشود مگر آن كه پس از توبه مدّتى زنده به سر برد و با همين شهوت بارها دست و پنجه نرم و مجاهده كند . امّا ظاهر شرع بر شرط بودن چنين چيزى به هيچ وجه دلالت ندارد . اگر بگويى : چنانچه ما فرض كنيم دو توبه كننده وجود دارند كه يكى نفس خويش را بر ترك گناه مطيع و آرام كرده و ديگرى گرايش بر گناه در او باقى است ليكن با كوشش و مجاهده نفس خود را از ارتكاب آن باز مىدارد ، آيا كدام يك از اين دو تن افضل است ؟ پاسخ اين است كه بدانى اين از مسائلى است كه عالمان در آن اختلاف كرده‌اند . دسته‌اى گفته‌اند : آن كه مجاهده مىكند افضل است ، زيرا او هم از فضيلت توبه و هم از فضيلت جهاد با نفس برخوردار است ، دسته‌اى ديگر گفته‌اند : توبه كنندهء ديگر افضل است چه اگر در توبه‌اش سستى كند از مجاهدى كه در جهادش قصور كند به سلامت نزديكتر است . اين دو قول از حقّ و قصور از كمال حقيقت خالى نيست ، حقّ در اين مورد اين است كه كسى نفس خود را از گرايش به گناه رام كرده دو حالت دارد :