الفيض الكاشاني
54
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پدر و مادر نيز از حيث قياس به آنچه ذكر شد بايد مورد تأمّل باشد ، چه او يقين كرده است كه هر دشنامى به مردم بجز نسبت زنا و زدن و ستم بر آنها از طريق غصب اموالشان و آواره كردن آنها از خانهها و شهرهايشان و تبعيد آنها از وطن و ديارشان از كباير نيست ، چه اينها در هفده كبيرهاى كه ذكر كرده نام برده نشدهاند در حالى كه فرار از جنگ از جمله گناهانى است كه بيش از هر چيز دربارهء آن سخن گفته شده است لذا تأمّل در اين مورد نيز دور از صواب نيست . ليكن احاديث موجود بيانگر اطلاق كبيره به آن است از اين رو بايد به كباير ملحق شود . حاصل بحث اين خواهد بود كه مقصود از كبيره گناهى است كه به حكم شرع نمازهاى پنجگانه آن را محو نمىكند . اين نوع گناهان منقسم مىشوند به آنچه بر عدم محو آنها به وسيلهء نمازهاى مذكور يقين حاصل است ، و به آنچه يقين است كه با اين نمازها محو مىشوند و به آنچه بايد در آنها توقّف كرد . دستهء اخير بعضى در مظنّهء نفى و اثباتند و برخى ديگر مشكوكند ، و اين شكّ جز با نصوص كتاب يا سنّت زايل نمىشود ، و چون اميدى به يافتن چنين نصوصى نيست طلب دفع شكّ محال و بيهوده است . اگر گفته شود : اين سخنان اقامهء برهان بر محال بودن شناخت حدّ گناه كبيره است در اين صورت چرا شرع چيزى را خواسته است كه شناخت حدود آن محال است ؟ پاسخ اين است كه بدانى هر چيزى كه در دنيا حكمى به آن تعلّق نيابد جايز است مبهم دانسته شود ، زيرا دنيا سراى تكليف است و بويژه كبيره در دنيا از جهت اين كه كبيره است حكمى ندارد ، بلكه همهء آنچه سبب اجراى حدود مىشود معلوم و نامبرده شدهاند مانند دزدى ، زنا و جز اينها و حكم كبيره منحصر به اين است كه آنها گناهانى است كه نمازهاى پنجگانه آنها را نمىزدايد و اين امرى است كه به آخرت تعلّق دارد ، و ابهام در اين مورد سزاوارتر است تا مردم ترس و پرهيز داشته باشند و با تكيه بر نمازهاى پنجگانه اصرار بر صغاير نكنند . همچنين دورى از كباير صغاير را مىزدايد و اين به موجب قول حق تعالى است كه فرموده است : إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ ، ليكن دورى از كبيره زمانى صغيره را محو مىكند كه اجتناب او از روى قدرت و اراده باشد ، مانند اين كه قدرت يافته باشد كه با زنى زنا كند ليكن نفس را از اين گناه باز دارد و به نگاه و ماليدن دست بر او اكتفا كند ، زيرا مجاهدهء او با نفس خويش براى خوددارى از زنا در نورانى كردن دلش تأثيرى شديدتر از ظلمتى داشته است كه بر اثر نگاه به آن زن در دلش پديد