الفيض الكاشاني

522

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

قسم دوم - در ذكر اسباب اندوختن ( 1 ) كسى كه از طريق ارث يا كسب سؤال و يا يكى از اسباب ديگر مالى به دست آورده در اندوختن آن سه حالت دارد : حالت اوّل - به اندازهء نياز همان وقت از مال برداشت كند به اين صورت كه اگر گرسنه است بخورد ، و اگر برهنه است بپوشد ، و چنانچه نياز دارد مسكن مختصرى بخرد ، و در حال بقيّه را ميان نيازمندان پخش كند ، يا اصلا نگيرد ، و جز به مقدارى كه بتواند مستحقّ و نيازمندى بيابد و آن را به او بدهد به همين نيّت آن را ذخيره كند ، و با اين روش محقّقا به لوازم توكّل عمل كرده است ، و اين درجه‌اى عالى است . حالت دوم - مقابل حالت اوّل و سبب بيرون رفتن از حدود توكّل است ، و آن اين است كه براى يك سال يا بيشتر ذخيره كند و دارندهء چنين حالتى اصلا از متوكّلان نيست . در اين باره گفته‌اند : هيچ حيوانى جز موش و مورچه و آدميزاده ذخيره سازى نمىكند . حالت سوم - درجهء متوسّط است و آن اين است كه براى چهل روز و كمتر از آن ذخيره كند . در اين كه آيا اين مقدار ذخيره كردن او را از مقام محمودى كه در آخرت به متوكّلان وعده داده شده است محروم مىكند يا نه اختلاف است . مىگويم : پس از اين غزّالى اختلاف مردم را پيرامون مدّت ذخيره سازيى كه با توكّل منافات دارد و تفاوت مردم را در كوتاهى و درازى آرزو ذكر كرده و در اين باره سخن را گسترش داده كه در نقل آنها سودى نيست . سپس مىگويد : كوزه و سفره و آنچه پيوسته مورد نياز است از اين معنا خارج است ، چه ذخيره كردن آنها ناقض درجهء توكّل نيست امّا لباس زمستان در تابستان مورد نياز نمىباشد و اين در بارهء كسى است كه ترك ذخيره كردن دلش را نگران نمىكند و به آنچه در دست مردم است چشم نمىدوزد بلكه دلش جز به وكيل حقّ توجّه ندارد . پس اگر در نفس خود احساس اضطرابى مىكند كه او را از عبادت و ذكر و فكر باز مىدارد ذخيره كردن برايش سزاوارتر است بلكه اگر ملكى براى خويش نگهدارد كه در آمدش به اندازهء كفافش باشد و دلش جز به آن فراغت نمىيابد نگهداشتن آن برايش شايسته‌تر مىباشد ، زيرا مقصود اصلاح دلهاست تا براى ذكر خداوند فارغ و مجرّد شوند . بسا كسى كه وجود مال او را سرگرم مىكند و بسا شخصى كه عدم مال او را مشغول مىسازد . آنچه بايد از آن پرهيز شود چيزى است كه انسان را از