الفيض الكاشاني
519
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
دانستن نيز توكّل را باطل مىكند . نقل كردهاند عابدى در مسجدى معتكف شد روزى معلومى نداشت . امام مسجد به او گفت : اگر كاسبى كنى برايت بهتر است . عابد به او پاسخى نداد تا آنگاه كه اين سخن را سه بار تكرار كرد . در بار چهارم به او پاسخ داد : در همسايگى مسجد يك تن يهودى است كه تعهّد كرده است هر روز دو گردهء نان به من برساند ، گفت : اگر يهودى در آنچه تعهّد كرده صادق باشد اعتكاف تو در مسجد برايت بهتر است . عابد پاسخ داد : اى فلان اگر تو هم امامت نكنى و ميان خدا و بندگانش با اين نقصان در توحيد حايل نشوى برايت بهتر خواهد بود ، چه تو وعدهء يك تن يهودى را بر وعدهء خداوند كه روزى بندگان را ضمانت فرموده ترجيح دادى . امام مسجدى به يكى از نماز گزاران گفت : روزى تو از كجا مىرسد ؟ پاسخ داد : اى شيخ ! صبر كن تا نمازهايى را كه در پشت سر تو گزاردهام اعاده كنم سپس پاسخ تو را بدهم . مىگويم : چنان كه گفته شد خداوند سبحان همان گونه كه روزى را ضمانت كرده به طلب آن و توسّل به اسباب نيز دستور داده است . بعلاوه ياوه گويى و نابخردى اين دو مرد در طىّ پاسخى كه دادهاند و ادّعاى آنها كه داراى مقامى عالى در توكّلند و شگفتى آنان از اين كه از امثال آنها در بارهء اسباب روزيشان پرسش مىشود ، به خوبى روشن است . سپس بايد پرسيد ، آيا ميان پيشنمازى و پرسش از حال مرد ناشناختهاى كه ظاهر حالش بيانگر فقر و تنگدستى اوست منافاتى وجود دارد ؟ مردى كه سربار مردم است و حال و لباس او آنها را به اين پرسش وامىدارد كه از چه طريق و به چه وسيله خداوند روزى او را مىرساند . غزّالى مىگويد : شنيدن داستانهايى كه حاكى عجايب صنع خداوند در رسانيدن روزى به بندگان ، و نيز گوياى شگفتيهاى قهر خداوند در نابود كردن اموال بازرگانان و توانگران و كشتن آنها با شكم گرسنه است براى حسن ظنّ به خداوند و لطف او در رسانيدن روزى از طريق اسباب پنهانى سودمند مىباشد ، چنان كه از حذيفهء مرعشى كه خدمتكار ابراهيم بن ادهم بود پرسيدند كه : شگفت انگيزترين چيزى كه از او ديدهاى چيست ؟ پاسخ داد : در راه مكّه روزهايى بىطعام مانديم ، سپس وارد كوفه شديم و در مسجد ويرانهاى سكنا كرديم . ابراهيم به من نگريست و گفت : اى حذيفه ، در تو آثار