الفيض الكاشاني

506

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كمال توكّل او بر وكيلش همين است كه آنچه به وى دستور مىدهد به انجام رساند ، چه اگر متوكّل بر او نبود و به گفتارش اعتماد نداشت به فرمان او حضور پيدا نمىكرد . امّا آنچه از عادت و رفتار وكيل بر او معلوم شده آن است كه مىداند وكيل او عادت دارد كه بدون وجود سند و مدرك با دشمن احتجاج نمىكند ؛ لذا در صورتى كه بر وكيل خود توكّل دارد كمال توكّلش به اين است كه بر عادت و سنّت وكيل اعتماد و به مقتضاى آن عمل كند و آن اين كه سند و مدرك خويش را به هنگام مخاصمه به همراه خود بياورد . در اين صورت از تدبير در حضور و تدبير در حاضر كردن سند بىنياز نيست و اگر چيزى از اينها را ترك كند نقصانى در توكّل او به وكيل خواهد بود ، چه رسد به اين كه عملش مايهء نقصان توكّلش گردد . آرى پس از آن كه به اشارهء وكيل در جلسهء مخاصمه حاضر شود ، و بر طبق سنّت و عادت او سند و مدرك خود را به همراه بياورد و ناظر احتجاج وكيل خود با خصم شود ، وى در اين حضور خود به مقام دوم و سوّم توكّل رسيده است ، چه مانند انسانى مبهوت و منتظر باقى مىماند و به حول ( قدرت ) و قوّهء خود پناه نمىبرد ، زيرا براى او توان و نيرويى باقى نمانده و قدرت و قوّت او براى حضور در جلسهء مخاصمه و آوردن سند و مدرك خود به دستور وكيل و طبق سنّت او به كار رفته و به پايان رسيده است و براى او جز آرامش خاطر و وثوق به وكيل و انتظار آنچه جريان مىيابد چيزى به جا نمانده است . هر گاه در آنچه گفته شد تأمّل كنى همهء اشكالات تو در بارهء توكّل بر طرف مىشود و خواهى دانست كه شرط توكّل ترك همهء تدابير و اعمال نيست و نيز با وجود توكّل هر تدبير و عملى روا نيست ، بلكه آن داراى اقسامى است و تفصيل آن در اعمال به زودى بيان خواهد شد . بنابر اين توسّل جستن توكّل كننده به قدرت و توان خود به هنگام حضور در جلسهء مخاصمه و آوردن سند و مدرك تناقضى با توكّل ندارد ، چه او مىداند كه اگر وكيل نباشد حضور او و آوردن سند كارى باطل و زحمتى بىفايده است ؛ لذا حضور او از آن جهت كه مربوط به قدرت و توان اوست مفيد نيست ، بلكه از آن جهت مفيد است كه وكيل در احتجاج خود او را معتمد قرار داده ، و اين را از اشاره و رفتار او شناخته است . از اين رو نيرو و توانى جز به وكيل براى او نيست . جز اين كه معناى اين جمله در بارهء اين وكيل كامل نمىباشد ، زيرا او آفرينندهء حول و قوّه توكّل كننده نيست بلكه خداوند است كه