الفيض الكاشاني
504
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بنابر اين كسى كه دل و نظر به سوى خدا داشته و اعتمادش بر او باشد به او همان اشتياق را دارد كه كودك به مادرش ، و در حقيقت متوكّل بر خداست چنان كه كودك متوكّل بر مادرش مىباشد . تفاوت ميان اين و معناى نخست آن است كه كودك متوكّل است و در توكّل خود از اين صفت فانى است ، چه دل او به توكّل و حقيقت آن توجّه ندارد بلكه تنها بر كسى كه توكّل كرده است متوجّه است لذا در دلش براى غير او جايى نيست . امّا توكّل به معناى نخست آن است كه او با زحمت و كسب متوكّل شده و از توكّل خويش فانى نيست يعنى به توكّل خويش نظر و توجّه دارد و همين امر او را باز مىدارد كه تنها بر كسى كه توكّل كرده توجّه داشته باشد . سهل شوشترى به همين درجهء توكّل اشاره كرده است در آن هنگام كه از او پرسيدند : پستترين درجهء توكّل چيست ؟ گفت : ترك آرزوها ، گفتند : درجهء وسط چيست ؟ گفت : ترك اختيار ، و اين اشاره به دومين درجهء توكّل است . از بالاترين درجهء توكّل از او پرسيدند ، آن را بيان نكرد و گفت : كسى آن را مىشناسد كه به درجهء دوم رسيده باشد . سوّم - و اين بالاترين درجهء توكّل است و عبارت از آن است كه در حركات و سكنات خود در برابر خداوند مانند مرده در دست غسّال باشد ، و تفاوت او با مرده تنها در اين باشد كه وى خود را مردهاى مىبيند كه قدرت ازلى او را مىجنباند همچنان كه دست غسّال مرده را به حركت درمى آورد . دارندهء اين درجهء توكّل كسى است كه يقين او بر اين قوّت يافته كه او مجراى حركت و قدرت و اراده و علم و ديگر صفات حقّ است و همهء آنها به جبر در او حادث مىشود . پس آنچه بر او جارى مىشود دور از انتظارش نيست . تفاوت او با كودك در اين است كه كودك به مادرش پناه مىبرد و بانگ مىزند و به دامن او مىآويزد و در پى او مىدود ، ليكن اين همچون كودكى است كه اگر چه مادرش را صدا نمىكند مادرش او را مىطلبد ، و اگر چه به دامن او چنگ نمىزند مادرش او را در آغوش مىگيرد ، و اگر چه شير از او نمىخواهد مادرش خود شير دادن و سيراب كردن او را آغاز مىكند . اين مقام توكّل ثمرهاش ترك دعا و سؤال از خداوند است ، زيرا دارندهء آن به كرم و عنايت خداوند وثوق دارد ، و او آنچه ابتدائا مىدهد بهتر و بيشتر از آن چيزى است كه از او خواسته مىشود ، و چه نعمتهاى بسيارى كه پيش از دعا و قبل از استحقاق ابتدا به دادن آنها كرده است . امّا مقام دوّم توكّل مقتضى ترك دعا و سؤال از خداوند نيست بلكه تنها