الفيض الكاشاني

502

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

داشت ، و چنان كه در بخش توحيد ضمن بيان قدرت و حركت گفته شد ، هيچ حول و قوّه‌اى جز به خدا نيست كه لا حول و لا قوّة إلّا باللّه ، چه حول عبارت از حركت ، و قوّه به معناى قدرت است . اگر اين حالت را در نفس خود نمىيابى سبب آن دو چيز است : يا ضعف يقين به يكى از اين خصال چهارگانه است و يا بر اثر ضعف دل و بيمارى آن به سبب چيرگى ترس و تشويش ناشى از اوهامى است كه بر آن غلبه يافته است . و دل به پيروى از وهم و اطاعت از آن آشفته و پريشان مىشود بى آن كه در يقين نقصانى پديد آيد ، زيرا كسى كه عسل تناول كند اگر آن را به مدفوع تشبيه كنند بسا باشد كه طبع او از آن متنفّر شود و خوردن از آن برايش مقدور نباشد . همچنين اگر عاقل را مكلّف كنند كه با مرده در گور يا بستر يا در يك اطاق بخوابد با آن كه يقين دارد كه او اكنون مرده و بىجان است و سنّت حقّ تعالى بر اين جارى است كه فعلا او را زنده و محشور نكند با آن كه بر آن قادر است ، طبع او از اين كار نفرت خواهد داشت ، همچنان كه سنّت خداوند است كه قلمى را كه در دست است به مار ، و گربه را به شير تبديل نكند با آن كه بر اين امور قدرت دارد . با اين همه و با آن كه در يقين او هيچ شكّى رخ نداده و طبيعت او از خوابيدن در كنار مرده يا در بستر يا در اطاق او متنفّر است در حالى كه از ديگر جمادات نفرت ندارد . اين ترس قلبى نوعى ضعف است و كم است انسانى از آن هر چند اندك خالى باشد ، اگر اين ترس قلبى قوّت يابد به صورت بيمارى درمىآيد تا آن جا كه مىترسد از اين كه شبى در خانه تنها بخوابد اگر چه درها را بر روى خود محكم ببندد . بنابر اين توكّل جز به قوّت قلب و نيروى يقين كامل نمىشود ، و در پرتو اينها آرامش دل و اطمينان خاطر حاصل مىگردد ، زيرا آرامش دل چيزى و يقين چيزى ديگر است . چه بسا يقينى كه به آرامش خاطر مقرون نيست چنان كه خداوند به ابراهيم ( ع ) فرموده است : أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي . « 1 » ابراهيم ( ع ) درخواست كرد كه زنده كردن مردگان را به چشم مشاهده كند تا يقين او در مخيّله‌اش ثابت بماند ، زيرا نفس از خيال متابعت مىكند و به آن اطمينان مىيابد ، و در ابتداى كار به يقين مطمئن نمىشود جز در آخر كار كه به مرتبهء نفس مطمئنّه برسد . اين امر در آغاز اصلا وجود ندارد ، چه بسيار مردم مطمئنّى كه از يقين بىبهره‌اند مانند ديگر ارباب ملل و مذاهب ، زيرا يهودى بر

--> ( 1 ) بقره / 260 : . . . فرمود : مگر ايمان نياورده‌اى ؟ عرض كرد : چرا ولى مىخواهم دلم آرامش يابد .