الفيض الكاشاني

50

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بدان وابسته است به روى او ببندد بزرگترين كبيره خواهد بود . اينها مراتب سه گانهء كباير است به همين سبب حفظ معرفت بر دلها حفظ حيات بر ابدان و محافظت اموال بر اشخاص از مقاصد ضرورى همهء شرايع و اديان است و گمان نمىرود در اين سه امر ميان ملّتها اختلافى وجود داشته باشد ؛ زيرا بر خداوند متعال روا نيست كه پيامبرى برانگيزد و مقصودش از برانگيختن او اصلاح دين و دنياى خلق باشد ، سپس آنها را به چيزى امر كند كه مانع شناخت او و پيامبرانش باشد يا به چيزى دستور دهد كه موجب هلاكت نفوس و از ميان رفتن اموال است . از اين رو كباير داراى سه مرتبه است . مرتبهء نخست اعمالى است كه مانع شناخت خداوند و پيامبرانش مىشود و اين كفر است و چيزى بالاتر از كفر نيست زيرا جهل ميان بنده و خدا حجاب است و وسيله‌اى كه مايهء تقرّب بنده به خدا مىشود علم و معرفت مىباشد . قرب هر كسى به خدا به اندازهء معرفت اوست و دورى از خدا به اندازهء جهل اوست ، جهالتى كه كفر ناميده شده ايمنى از مكر خدا و نوميدى از رحمت اوست ، زيرا اين ايمنى و نوميدى عين جهل است ، و تصوّر نمىرود كسى كه خدا را مىشناسد خود را از مكر او ايمن بداند و از رحمت او نوميد باشد . اين مرتبه همهء بدعتهايى را كه مربوط به ذات خداوند سبحان و صفات و افعال و شرايع و اوامر و نواهى او مىشود فرا مىگيرد . مراتب اين اعمال محدود و منحصر نيست و منقسم مىشوند به آنچه شخص مىداند عملش در زمرهء كباير است كه ذكر آنها در قرآن آمده ، و به آنچه مىداند در زمرهء آنها نيست و به آنچه مورد شكّ و ترديد اوست ، و مطلب رفع شكّ در مورد اخير نابجاست . مرتبهء دوم - نفوس آدميان است ، زيرا با بقا و حفظ آنها حيات ادامه مىيابد و شناخت خداوند به دست مىآيد . از اين رو قتل نفس از گناهان كبيره مىباشد هر چند پايينتر از كفر است ، زيرا كفر اصل مقصود را از ميان مىبرد ، و قتل نفس وسيلهء رسيدن به مقصود را نابود مىكند ، چه زندگى دنيا جز براى تأمين آخرت مطلوب نيست و رسيدن به آخرت تنها با شناخت خداوند حاصل مىشود . قطع اعضا و هر چه مايهء هلاكت آدمى شود حتّى زدن از لواحق اين كبيره‌اند ، و برخى از آنها بزرگتر از برخى ديگر است . زنا و لواط نيز در اين مرتبه قرار دارند و حرمت آنها از اين باب است ، زيرا هر گاه مردم در ارضاى شهوات به ذكور اكتفا كنند نسل بشر قطع مىشود ، و دفع شىء موجود تقريبا منتهى به قطع وجود آن مىگردد . امّا زنا اگر چه سبب نابود شدن نسل و از ميان رفتن وجود نمىشود ليكن