الفيض الكاشاني
487
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
درمان او مشغول شوند ، و هنگامى كه بينايى او سلامت يافت به ارشاد و راهنمايى او اقدام كنند ، چنان كه پيامبر خدا ( ص ) به همين گونه با خواصّ اصحابش رفتار مىفرمود . و اگر قابل علاج نباشد و نمىتواند به راهى رود كه ما آن را در توحيد ذكر كردهايم و قادر نيست گفتار ذرّات ملك و ملكوت را در گواهى دادن به توحيد بشنود ، بايد با وحى به حرف و صوت سخن گفت و توحيد را از قلّهء بلند خود فرود آورد و در سطح فهم او قرار داد ، چه اين نيز در عالم شهود توحيد است و همه مىدانند كه منزل با دو صاحبخانه و شهر با دو حاكم تباه مىشود . لذا بايد به اندازهء خردش به او گفت كه : پروردگار و مدبّر زمين و آسمان و كلّ جهان هستى يكى است و چنان كه خداوند فرموده است : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ، يعنى اگر در جهان دو خدا باشد عالم تباه مىگردد و چون اين استدلال بر وفق ذوق اوست و آن را در عالم شهود ديده است عقيدهء توحيد در دلش غرس خواهد شد ، و خداوند پيامبران را مكلّف فرموده است ، كه با مردم به اندازهء خردشان سخن گويند . « 41 » از اين رو قرآن به زبان عرب و در حدّ معمول آنها در مكالمه نازل شده است . اگر بگويى : آيا اين گونه توحيد اعتقادى شايستگى دارد كه در توكّل به آن تكيه شود و اساس آن باشد ؟ پاسخ اين است كه آرى ، چه هنگامى كه اعتقاد قوى شود در برانگيختن احوال ، كار كشف را مىكند جز اين كه غالبا اعتقاد ضعيف است و زود دستخوش اضطراب و تزلزل مىشود . به همين سبب دارندهء آن نياز دارد كه گويندهاى با گفتار خود او را از انحراف حفظ كند ، يا بايد علم كلام بياموزد تا به وسيلهء آن عقيدهاى را كه از استادش يا پدر و مادرش و يا از همشهريانش فرا گرفته پاسدارى كند . امّا كسى كه راه را ديده و خودش سالك آن بوده از اين چيزها بر او بيمى نيست بلكه اگر پرده برداشته شود بر يقين او چيزى افزوده نمىشود ، اگر چه وضوح و روشنى آن زيادتر شده است . چنان كه اگر انسان پيش از دميدن خورشيد كسى را ببيند پس از طلوع آن بر يقين او كه وى انسانى است چيزى افزوده نمىشود جز اين كه شكل و چگونگى ساختار وى روشن و آشكار مىگردد . مثل اهل مكاشفه و اهل اعتقاد مثل ساحران
--> ( 41 ) كافى كلينى ، 1 / 23 ، المحاسن برقى و عدّهاى از ارباب سنن از همهء مسلمانها از پيامبر خدا ( ص ) روايت كردهاند كه فرموده است : « ما گروه پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازهء خردشان سخن گوييم . »