الفيض الكاشاني

474

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اعضاى بسيار و روح و تن جدا از همديگر است و تفاوت اين دو را به نظر نمىآورند ، بلكه در آن حال كه در وى مىنگرند جز يكى كه در آن هيچ تفرقه و اجزايى نيست چيز ديگر نمىبينند ، و گويا او در اين حال در عين جمع است ، و آن كه به كثرت توجّه دارد در تفرقه مىباشد . به همين گونه آنچه در جهان وجود اعمّ از خالق و مخلوق موجود است براى هر كدام اعتبارات و مشاهدات مختلف بسيارى است كه به يك اعتبار يكى است و به اعتبار ديگرى بسيار است ، و كثرت بعضى از موجودات بيش از بعضى ديگر است . انسان مثال اين مطلب است اگر چه به طور كامل مطابق غرض نيست ليكن تا حدّى بيانگر اين است كه چگونه به حكم مشاهده بسيار يكى مىشود ، و با اين سخن انكار مقامى را كه بدان نرسيده‌اى ترك خواهى كرد و بر سبيل تصديق بدان ايمان خواهى آورد . و چون به اين امر ايمان آوردى تو را از توحيد بهره‌اى خواهد بود هر چند چيزى كه بدان ايمان پيدا كرده‌اى صفت و عادت تو نشده باشد . چنان كه اگر به نبوّت معتقد باشى اگر چه خودت پيامبر نيستى به اندازهء قوّت اين اعتقاد از آن بهره‌مند شده‌اى . اين گونه مشاهدات كه در آنها جز حقّ يگانه ديده نشود گاهى دوام مىيابد و زمانى چون برق جهنده گذرا و ناپايدار است و اكثر همين است و دوام آن كم و نادر اتّفاق مىافتد ، و اين اجمالى از مقامات موحّدين در توحيد مىباشد . اگر بگويى : ناگزير بايد مقدارى از توحيد شرح داده شود تا بدانيم چگونه بايد توكّل را بر اساس آن قرار داد ، مىگويم : در بيان مرتبهء چهارم روا نيست زياد تعمّق و كنجكاوى شود و توكّل بر آن مبتنى نيست بلكه حالت توكّل در مرتبهء سوّم به دست مىآيد . امّا مرتبهء اوّل حالت نفاق است و اين روشن است ؛ مرتبهء دوّم اعتقادى است كه در همهء مسلمانان موجود است ، و طريق تحكيم آن و راه دفع نيرنگها و حيله گريهاى بدعت گذاران در علم كلام ذكر شده است ، و ما بخش مهمّى از آن را در كتاب الاقتصاد فى الاعتقاد بيان كرده‌ايم . امّا مرتبهء سوّم همان است كه توكّل بر آن مبتنى است ، زيرا صرف اعتقاد به توحيد توكّل به بار نمىآورد . از اين رو ما به اندازه‌اى كه اين مرتبه با توكّل ارتباط دارد آن را شرح مىدهيم بىآن كه به تفصيلى بپردازيم كه درخور اين گونه كتابها نيست . خلاصهء سخن آن است كه بر تو كشف شود كه در جهان فاعل و مؤثّرى جز خداوند وجود ندارد و هر چه موجودات اعمّ از آفرينش ، روزى ، دهش و امساك ، مرگ و زندگى ،