الفيض الكاشاني

472

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دارندهء آن چنانچه بر همين حال بميرد و گناه عقيده‌اش را ضعيف نكند او را از عذاب آخرت نگه مىدارد . امّا براى اين عقده‌ها نيرنگهايى است كه مقصود از آنها تضعيف و زايل كردن اين عقده‌هاست . به اين نيرنگها بدعت گفته مىشود ، و براى اين بدعتها نيز حيله‌ها و چاره‌هايى است كه مقصود از آنها رفع حيلهء تضعيف و زايل ساختن اين عقده‌ها و رسوخ دادن و تحكيم آنها در دلهاست كه به آن كلام مىگويند ، و داناى به آن را متكلّم مىنامند كه در مقابل مبتدع يا بدعت گذار است . هدف متكلّم دفع بدعت گذار است از اين كه بتواند آن عقده‌ها را از دل عوام بزدايد . گاهى متكلّم را موحّد مىگويند ، چه او با كلام خود از مفهوم واژهء توحيد كه در دلهاى عوام است حمايت مىكند تا از قلوب آنها زدوده نشود . دارندهء مرتبهء سوّم نيز موحّد است به اين معنا كه در عالم جز يك فاعل نمىبيند ، زيرا حقّ همان گونه كه هست بر او مكشوف شده نه آن كه دلش را وادار كرده باشد كه به مفهوم الفاظ معتقد شود ، چه اين رتبهء عوام و متكلّمان است ؛ و متكلّم از نظر عقيده از عامى جدا نيست و تفاوت او با عامى از حيث صفت زبان آورى است كه به وسيلهء آن حيله‌هاى بدعت‌گزاران را در زدودن اين عقده دفع مىكند . دارندهء مرتبهء چهارم نيز موحّد است به اين معنا كه در شهود خود جز يكى نمىبيند و كلّ عالم را از حيث كثرتى كه دارد مشاهده نمىكند بلكه از جهت آن كه يكى است به آن مىنگرد ، و اين بالاترين مراتب توحيد است . مرتبهء نخست همچون پوست روى گردوست ، و دوّمى مانند پوست زيرين ، و سوّمى مانند مغز و چهارمى مانند روغنى است كه از مغز گرفته مىشود . همچنان كه در پوست روى گردو هيچ فايده‌اى نيست بلكه اگر خورده شود دهن را تلخ مىكند ، و اگر به باطن آن نگريسته شود چيزى بدنماست ، و اگر به جاى هيزم به كار رود خاموش كنندهء آتش و دود برانگيز است و چنانچه در خانه نگهدارى شود سبب تنگى جاست و جز براى آن كه مدّتى بر روى گردو بماند و آن را حفظ كند و سپس درآورده و دور افكنده شود شايستگى ديگرى ندارد ؛ همچنين توحيد زبانى بىفايده و بسيار زيانبار و داراى ظاهر و باطنى نكوهيده است ؛ ليكن براى حفظ پوست زيرين تا آنگاه كه مرگ فرا رسد سودمند مىباشد ، و پوست زيرين آن دل و بدن انسان است . توحيد منافق بدن او را از شمشير جنگجويان حفظ مىكند ، چه آنها مأمور شكافتن دلها نيستند و شمشير تنها بر بدن اصابت مىكند و بدن به منزلهء پوستى است كه