الفيض الكاشاني

454

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

برند ، و مال او كمكى براى آنها در اين راه باشد . به همين سبب گردآورندهء مال دنيا و مطيع شهوات را به كرم پيله تشبيه كرده‌اند كه تا زنده است پيوسته به دور خود مىتند سپس كه در صدد خروج برمىآيد راهى براى رهايى خود نمىيابد پس مىميرد و به سبب عملى كه با خويشتن كرده هلاك مىشود . شاعر گفته است : ألم تر أنّ المرء طول حياته * معنّى بأمر لا يزال يعالجه « 60 » كدود كدود القزّ ينسج دائما و يهلك غمّا وسط ما هو ناسجه « 61 » همچنين كسى كه فرمانبردار شهوتهاى خويش است زنجيرهايى را بر دل خود محكم مىكند و با چيزهايى كه دوست مىدارد به بند كشيده مىشود به طورى كه در زنجيرهاى بسيارى گرفتار مىگردد ، و جاه و مال و زن و فرزند و شماتتهاى دشمنان و رياكاريهاى دوستان و ديگر خوشيهاى دنيا او را مقيّد و پايبند مىكنند . اگر از دل او بگذرد كه در اين باره خطا كرده است و بخواهد خود را از دنيا كنار كشد قادر بر آن نخواهد بود ، چه مىبيند دلش به غلّ و زنجيرهايى بسته شده است كه نمىتواند آنها را قطع كند ؛ و اگر بخواهد به اختيار يكى از خواسته‌هاى خود را ترك كند مانند اين است كه به كشتن خود دست زده و در نابودى خويش كوشيده است ، تا آنگاه كه فرشتهء مرگ يكباره ميان او و خواسته‌هايش جدايى افكند . ليكن آن زنجيرها كه به دنيايى كه آن را از كف داده و در پشت سر گذاشته بسته و آويخته‌اند ، همچنان در دل او باقى هستند و او را به سوى دنيا مىكشانند ، و از سوى ديگر چنگال فرشتهء مرگ در عروق دل او فرو رفته و وى را به طرف آخرت مىكشد . آسانترين حالات او به هنگام مرگ حالت كسى است كه بخواهند او را با ارّه دو نيم كنند و يك جنب بدن او را از جنب ديگر جدا سازند و در آن حال هر جنب به سوى خلاف سوى ديگر كشيده مىشود . كسى كه ارّه بر بدن او كشيده مىشود درد بر بدنش وارد مىگردد و هنگامى كه اثر آن به دلش سرايت كند به درد مىآيد ، امّا دردى را كه نخست در اعماق دل جايگزين مىشود و به آن اختصاص دارد ، و راهى براى سرايت چيز ديگر به آن نيست چگونه مىتواند قابل تصوّر باشد . اين نخستين عذابى است كه به او مىرسد ، پيش از آن كه حسرت سقوط از اعلا علييّن و محروميّت از جوار ربّ العالمين او را فرا گيرد ؛ چه با رغبت به دنيا از ديدار خداوند محجوب مىشود ، و با

--> ( 60 ) آيا نمىبينى كه مرد در همهء عمر خويش - از كارى كه هميشه در آن مىكوشد رنج مىبرد . ( 61 ) مانند كرم ابريشم پيوسته مىبافد - و در ميان آنچه بافته است نابود مىشود .