الفيض الكاشاني
414
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
را به من داده است و من رغبتى به آنها ندارم و از دست مردم مىگيرم زيرا آنها بارى گران و فتنه و آزمايشند ، و در اينها براى بندگان رحمت و نعمت است . مقصود اين است كه زياده بر مقدار حاجت براى ابتلا و آزمايش به تو داده مىشود تا خداوند بنگرد با آن چه مىكنى ؟ و مقدار حاجت به منظور رفق و مدارا با تو است ، و از تفاوتى كه ميان مدارا و ابتلاست غافل مباش . خداوند فرموده است : إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا . « 67 » پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « فرزند آدم را جز در سه چيز حقّى نيست : خوراكى كه پشتش را محكم كند ، جامهاى كه عورتش را بپوشاند و خانهاى كه او را در خود جاى دهد و آنچه زيادتر از اينهاست حساب است . » « 68 » بنابراين تو در گرفتن مقدار حاجت از اين سه چيز ثواب مىبرى ، و در آنچه زياده بر نياز باشد چنانچه معصيت خدا نكردهاى در معرض حسابى و اگر خدا را نافرمانى كردهاى در معرض عذابى . و نيز از جملهء آزمايشها آن است كه براى تقرّب جستن به خدا و شكستن خويهاى نفس بر ترك لذّتى از لذّات دنيا تصميم بگيرى تا آن به آسانى و پاكيزگى به تو برسد و نيروى تصميم تو بدان آزمايش شود . امّا خوددارى از آن سزاوارتر است ، چه نفس انسان هر گاه بر شكستن عزم رخصت يابد بدان خو مىگيرد و به عادت خود باز مىگردد و سركوب آن ممكن نيست ؛ و ردّ آن مهمّ مىباشد ، چه زهد همين است . اگر آن را بگيرى و به نيازمندى برسانى اين عمل تو غايت زهد مىباشد و جز صدّيقان بر آن توانايى ندارند . امّا اگر حال تو بر سخاوت و بخشش و تكفّل حقوق فقرا و تعهّد امور جمعى از صالحان باشد آنچه را بيش از نياز تو است بگير ، زيرا آن بيشتر از نياز فقرا نيست و در رسانيدن به آنان شتاب كن و آن را ذخيره مساز ، چه نگهدارى آن هر چند براى يك شب باشد فتنه و ابتلاست ، و بسا دلت را خوش آيد كه آن را نگه دارى و بر تو فتنهاى شود ، زيرا گروهى خدمت به فقرا را وسيلهاى براى افزايش مال و تمتّع از خوردنيها و آشاميدنيها قرار دادند و اين هلاكت است .
--> ( 67 ) كهف / 7 : ما آنچه را روى زمين است زيور آن قرار داديم تا آنها را بيازماييم كه كدام يك بهتر عمل مىكنند . ( 68 ) سنن ترمذى ، 9 / 206 ؛ با تقديم و تأخير و اختلاف در الفاظ .