الفيض الكاشاني
401
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
يحيى بن معاذ گفته است : دوستى تو با فقيران از اخلاق پيامبران ، و همنشينى تو با آنان از نشانههاى صالحان و گريز تو از مصاحبت با آنان علامت منافقان است . در اخبار كتب پيشينيان آمده است كه خداوند به يكى از پيامبرانش وحى فرمود : بپرهيز از آن كه تو را دشمن بدارم و از چشمم بيفتى كه در اين هنگام دنيا را بر تو ريزان مىكنم . فضيلتى كه ويژهء فقيران راضى و قانع و راستگوست ( 1 ) پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « خوشا به حال كسى كه به اسلام هدايت شده و زندگى او در حدّ كفاف مىباشد و بدان قانع است » ؛ « 28 » و نيز فرموده است : « اى گروه مستمندان از اعماق دل از خدا خشنود باشيد تا ثواب فقر خود را بيابيد و گرنه ثوابى نداريد . » « 29 » حديث اوّل براى فقير قانع و حديث دوّم براى فقير راضى است و مىتوان مفهوم آن را مشعر بر اين دانست كه فقير حريص در برابر فقرش ثوابى نمىبرد . ليكن عمومات وارد در فضيلت فقر او دلالت دارد بر اين كه او را نيز ثوابى است چنان كه تحقيق آن به زودى خواهد آمد . شايد مراد از ناخشنودى كه در حديث اخير آمده كراهت داشتن وى از فعل خداست كه دنيا را از او باز گرفته است ، و بسا دوستدار مال كه در دل او ناخشنودى از خدا خطور نمىكند و از فعل او كراهت ندارد ، چه همين كراهت است كه ثواب فقر را از ميان مىبرد . از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه : « براى هر چيزى كليدى است و كليد بهشت دوستى درماندگان و مستمندان است و اين محبّت به سبب صبر آنهاست . آنان در روز قيامت همنشينان خدايند . » « 30 » على ( ع ) از پيامبر ( ص ) روايت كرده كه فرموده است : « محبوبترين بندگان نزد خداوند فقيرى است كه به روزى خود قانع و از خداوند خشنود باشد » ؛ « 31 » و گفته است :
--> ( 28 ) صحيح مسلم و پيش از اين ذكر شده است . ( 29 ) مسند الفردوس ديلمى از حديث ابو هريره به سندى كاملا ضعيف ؛ المغنى ؛ كافى كلينى نظير آن ، 2 / 263 . ( 30 ) ابو بكر بن لال از حديث ابن عمر ، الجامع الصّغير . ( 31 ) عراقى گفته است : اين حديث را با اين الفاظ نيافتم .