الفيض الكاشاني
385
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گردانيد و مرا ترك كرد . به او گفتم : اگر زياده بر اين بگويى شايد براى من سودبخش باشد ، گفت : تشنه را اندكى آب كافى است ، و راست گفته است چه قلب پاك با كمترين بيمى دگرگون مىشود و در دل ناپاك هيچ پندى اثر نمىكند . اين كه گفته است درّندگان و خزندگان او را در ميان گرفتهاند نبايد تصوّر شود كه اين سخن فرض و پندار است بلكه آن واقع و حقيقت است ، زيرا اگر با چشم بصيرت به ضمير خود بنگرى آن را پر از انواع درّندگان و خزندگان خواهى يافت مانند خشم ، شهوت ، كينه ، حسد ، كبر ، خودبينى ، ريا و جز اينها و همينها هستند كه هميشه اگر لحظهاى غفلت كنى تو را شكار مىكنند و مىگزند جز اين كه چشم تو از مشاهدهء اين درندگان و خزندگان محجوب است و زمانى كه حجاب برداشته شود و در گور گذاشته شوى آنها را خواهى ديد و به صورت و اشكالى كه مطابق با معانى آنهاست براى تو مجسّم خواهند شد . آنگاه به چشم خود كژدمها و مارها را مىبينى كه در گورت به گرد تو حلقه زدهاند ، و آنها صفات تو است كه هم اكنون در تو موجودند و صورت آنها بر تو معلوم است . اگر مىخواهى آنها را پيش از مرگ بكشى و مقهور سازى و بر آن قدرت دارى اين كار را بكن و گر نه دل بر اين نه كه تا ته قلبت را بگزند و نيش زنند چه رسد به ظاهر پوست و تن تو . و السّلام . اين پايان كتاب خوف و رجا از بخش منجيات از المحجّة البيضاء في تهذيب الاحياء است و پس از آن كتاب فقر و زهد خواهد آمد . ستايش ويژهء پروردگار جهانيان است . و درود و سلام بر پيامبر و سرور ما محمّد و خاندان او باد .