الفيض الكاشاني
377
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
از آن ناممكن مىباشد . ساير امور ضرورى تو نيز به همين منوال است . اگر به مقدار ضرورت بسنده كنى مىتوانى خود را براى خدا فارغ گردانى و براى آخرتت توشه فراهم كنى و جهت مرحلهء پايانى خود آماده شوى ؛ و اگر از حدّ ضرورت تجاوز كنى و به وادى آرزوها وارد شوى افكارت پريشان مىشود ، و خدا باك نخواهد داشت كه در كدام وادى تو را هلاك كند . اين اندرز را از كسى كه بيش از تو به اندرز نيازمند است بپذير . بدان مجال تدبير و توشه برداشتن و پرهيز در اين عمر كوتاه است ، و اگر آن را روز بروز در تأخير و يا غفلت صرف كنى ناگهان در غير وقتى كه مىخواهى ربوده مىشوى و افسوس و ندامت هرگز از تو جدا نخواهد شد . پس اگر به سبب ضعف خوف از خدا به ملازمت آنچه راهنمايى كرديم توانايى نيابى و آنچه را ما دربارهء عاقبت كار ذكر كرديم در ترسانيدن تو كافى نباشد ، در آينده از احوال خائفان چيزهايى ذكر خواهيم كرد كه اميد است بعضى قساوتها را از دلت بزدايد . تو به حقيقت مىدانى كه عقول پيامبران و دانشمندان و اوليا و علم و مقام آنها نزد خداوند از عقل و عمل و منزلت تو نزد او كمتر نيست . پس با همهء ضعف بينش و كوردلى در احوال آنها بينديش و بنگر كه چرا خوف آنها سخت و اندوه و گريهء آنها بسيار بوده است به طورى كه برخى از آنها هوش را از دست مىدادند ، و بعضى مدهوش به روى زمين مىافتادند و برخى بر زمين در افتاده جان مىباختند . شگفت نيست اگر اينها در دل تو اثر نكند ، زيرا دل غافل مانند سنگ يا از آن سختتر است وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ . احوال پيامبران و اولياء و فرشتگان ( ع ) در خوف ( 1 ) عايشه روايت كرده است : پيامبر خدا ( ص ) به هنگامى كه هوا دگرگون مىشد و باد سخت وزيدن مىگرفت رخسارش متغيّر مىشد ، بر مىخاست و در حجره رفت و آمد مىكرد و داخل و خارج مىشد ، و همهء اينها به سبب ترس از خدا بود . « 104 » همچنين پيامبر خدا ( ص ) آيهاى از سورهء حاقّه را خواند و بيهوش شد . « 105 » خداوند فرموده است :
--> ( 104 ) صحيح بخارى 6 / 167 ، زير عنوان : سورة الاحقاف . ( 105 ) در اين باره معروف اين است كه آن حضرت آيههاى : إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً را قرائت فرمود و مدهوش شد ، عبد بن حميد و محمّد بن نصر از حمران ، مسند احمد در باب زهد ، الدرّ المنثور ، 6 / 279 .