الفيض الكاشاني
373
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سخن بر زبانت جارى نمىشد ، و مطلب چنان است كه او گفته و كم است انسان در خواب چيزى ببيند كه خلاف چيزى باشد كه در بيدارى بر قلب او غالب است . آنچه دربارهء اسرار سوء عاقبت ذكر شد همان مقدار است كه مىتوان آنها را در علم معامله بيان كرد و بيش از آن داخل در علم مكاشفه است ؛ و براى تو روشن شد كه ايمنى از سوء عاقبت منوط به اين است كه همهء اشيا را چنان كه هستند بدون هيچ نادانى بشناسى ، و همهء عمر را بدون ارتكاب گناهى در طاعت خداوند بسر برى ، و چون مىدانى كه اين امر محال و يا دشوار است ناگزير ترسى كه از سوء عاقبت بر دل ارباب معرفت غلبه دارد بر تو نيز چيره مىشود تا آن حدّ كه به سبب آن گريه و نالهء تو طولانى و اندوه و اضطراب تو بسيار خواهد شد ، چنان كه از احوال پيامبران و اوليا و پيشينيان صالح برايت نقل خواهيم كرد تا ذكر آنها يكى از اسبابى باشد كه آتش خوف را در دل تو برانگيزد . با ذكر آنچه گذشت دانستى كه اگر در نفس آخرى كه جان از تن بيرون مىرود دل سلامت نباشد ، همهء اعمال آدمى ضايع است ، و سلامت دل با تلاطم امواج خطورات بىنهايت مشكل مىباشد . از اين رو مطرف بن عبد اللّه مىگويد : من از هلاك شدن كسى كه هلاك شده است شگفتى ندارم بلكه از آن كه رستگار شده در شگفتم كه چگونه رستگار شده است . و نيز به همين مناسبت حامد لفّاف گفته است : هنگامى كه فرشتگان روح مؤمنى را كه بر اسلام و نيكى مرده است بالا مىبرند فرشتگان در شگفت مىشوند و مىگويند : اين شخص از دنيا چگونه نجات يافته در حالى كه نيكان ما در آن تباه شدند . خلاصه كسى كه كشتى او در ميان امواج دريا گرفتار شود و بادهاى سخت بر آن هجوم برند ، و امواج به تلاطم درآيند ، هلاكش بيش از نجاتش محتمل است ، و قلب مؤمن بيش از كشتى دستخوش اضطراب ، و امواج خواطر بيش از امواج دريا در جنبش و تلاطم است ؛ و آنچه به هنگام مرگ مايهء ترس است تنها انديشهء بد است كه در دل خطور مىكند . به همين سبب پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « همانا انسان پنجاه سال عمل اهل بهشت را انجام مىدهد به طورى كه ميان او و بهشت جز به مقدار دوشيدن ماده شترى باقى نمىماند ليكن عاقبت او به آنچه پيش از اين مقدّر شده است ختم مىشود . » « 101 » روشن است كه زمان دوشيدن ناقه براى اعمالى كه موجب شقاوت باشد
--> ( 101 ) صحيح مسلم از حديث ابو هريره به سند ضعيف ، الجامع الصغير . پيش از اين نيز ذكر شده است .