الفيض الكاشاني

363

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ورزيده است ، چه گفته‌اند : هر كس خود را از نفاق ايمن بداند منافق است . يكى از آنان به عارفى گفت : من از نفاق بر خود بيم دارم . پاسخ داد : اگر منافق باشى از نفاق نمىترسى . بنابراين عارف همواره به سابقه و خاتمه توجّه دارد و از آنها ترسان است . به همين مناسبت پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « بندهء مؤمن ميان دو ترس بسر مىبرد : ميان مهلتى كه گذشته و نمىداند خدا نسبت به آن چه كرده است و مهلتى كه باقى مانده و نمىداند خدا دربارهء آن چه داورى خواهد كرد . سوگند به آن كه جانم در دست اوست پس از مرگ هيچ امكانى براى پوزشخواهى نيست ، و پس از دنيا سرايى جز بهشت و دوزخ وجود ندارد . » « 90 » معناى بدى عاقبت ( 1 ) اگر بگويى : ترس اينان بيشتر به سوء عاقبت بازگشت دارد پس معناى سوء عاقبت چيست ؟ بدان بدى عاقبت بر دو درجه است كه يكى بزرگتر از ديگرى است . درجهء بالا و هولناك آن اين است كه به هنگام سكرات مرگ و ظهور اهوال آن شكّ و يا انكار بر دل غلبه كند و روح آدمى در حال جحود و انكار يا شكّ قبض گردد ، و در نتيجه عقدهء جحود تا ابد ميان او و خداوند حجابى شود كه مقتضاى آن بعد دايم و عذاب جاويد است . درجهء دوّم بدى عاقبت كه پايين‌تر از درجهء نخست است اين است كه به هنگام مرگ محبّت چيزى از امور دنيا و شهوتى از شهوتهاى آن بر دلش چيره شود و آن در قلب وى مجسّم گردد و او را مستغرق خود گرداند ، به طورى كه در آن حال مجالى براى وجود غير آن در دلش باقى نماند و قبض روح او در همين حال اتّفاق افتد ، و استغراق قلب او در آن امر ، نگونسار كنندهء او به سوى دنيا و گردانندهء روى او به طرف آن باشد . و هر گاه روى از خداوند بگرداند ميان او و خدا حجاب ايجاد مىشود و چون حجاب حاصل شود عذاب نازل مىگردد ، چه آتش افروختهء خداوند جز محجوبان را فرا نمىگيرد . امّا مؤمنى كه قلبش از دوستى دنيا سالم ، و همّتش در راه خداوند متعال صرف شده است دوزخ به او مىگويد : اى مؤمن بگذر كه نور تو زبانهء مرا خاموش ساخت . از اين رو

--> ( 90 ) الشّعب بيهقى به طور مرسل و پيش از اين در نكوهش دنيا ذكر شده است .