الفيض الكاشاني
354
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كه زندگى دنيا را بر حيات آخرت ترجيح داده و آن را برگزيدند و به آن خشنود شدند و بر آن اعتماد كردند . از خداوند مىخواهيم ما را مسلمان بميراند و به صالحان ملحق سازد ، و هيچ اميدى به اجابت اين دعا نيست جز به كسب محبّت خداوند و بيرون كردن محبّت غير او از دل و بريدن علايق از هر چه جز اوست اعمّ از مقام و مال و وطن ؛ و سزاوارتر آن است كه به آنچه پيامبر ما ( ص ) دعا كرده دعا كنيم ، در آن جا كه عرض كرد : « بارالها محبّت خودت و محبّت كسى كه تو را دوست مىدارد و محبّت آنچه مرا به محبّت آنچه مرا به محبّت تو نزديك مىكند روزيم فرماى ، و محبّتت را در نزد من محبوبتر از آب سرد قرار ده . » « 49 » غرض آن است كه غلبهء رجا به هنگام مرگ شايستهتر است ، زيرا رجا محبّت را بيشتر جلب مىكند ، و غلبهء خوف پيش از مرگ سزاوارتر است چه آن آتش شهوات را بيشتر فرو مىنشاند و محبّت دنيا را در دل بيش از رجا سركوب مىكند از اين رو پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « كسى از شما نميرد جز اين كه گمانش را به پروردگارش نيكو كند . » « 50 » خداوند فرموده است : « من نزد گمانى هستم كه بندهام به من دارد پس آنچه خواهد به من گمان برد » ؛ « 51 » و مقصود از همهء اينها آن است كه خداوند را محبوب خويش گرداند . به همين سبب خداوند به داوود ( ع ) وحى فرمود : مرا نزد بندگانم محبوب گردان . عرض كرد : به چه چيز ؟ فرمود : به اين كه نعمتهاى ظاهرى و باطنى مرا به آنها يادآورى كنى . بنابراين نهايت سعادت است كه انسان با محبّت خدا بميرد . ليكن اين محبّت تنها با معرفت نسبت به او و خارج كردن دوستى دنيا از دل حاصل مىشود به گونهاى كه دنيا از نظر او زندانى باشد كه مانع ديدار محبوب است . دارويى كه حالت خوف بدان حاصل مىشود ( 1 ) بدان آنچه ما دربارهء داروى صبر ذكر كرديم و در كتاب صبر و شكر شرح داديم براى توضيح مقصود كافى است . صبر جز پس از حصول خوف و رجا ممكن نيست ، زيرا
--> ( 49 ) من به اين حديث آگاهى نيافتم جز آنچه ترمذى در 13 / 27 سنن خود از حديث ابى الدرداء از پيامبر خدا ( ص ) نقل كرده و گفته است : اين از دعاى داوود ( ع ) بوده و نظير آن را با اختلاف كمى ذكر كرده است . ( 50 ) سنن ابن ماجه به شمارهء 4167 از حديث جابر و پيش از اين ذكر شده است . ( 51 ) مستدرك حاكم ، 4 / 240 از حديث واثلة بن الاسقع .