الفيض الكاشاني

314

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

رجا به آنها نيست ، زيرا ديگران نيز اميد و رجا دارند ؛ بلكه منظور تخصيص استحقاق رجا به آنهاست . امّا كسى كه در آنچه خداوند آنها را مكروه مىدارد فرو رفته و به آنها آلوده است و خود را سرزنش نمىكند و عزم توبه و بازگشت ندارد ، اميدوار بودنش به آمرزش الهى حماقت است و مانند كسى است كه در سرزمين شوره زار تخم بپاشد و بى آن كه زمين را آبيارى و پاكسازى كند اميد به محصول آن داشته باشد . يحيى بن معاذ گفته است : بزرگترين غرور و غفلت نزد من ادامه دادن به گناهان به اميد عفو بدون پشيمانى و توقّع قرب حقّ تعالى بدون طاعت ، انتظار كشت بهشت با بذر آتش ، طلب سراى مطيعان با ارتكاب گناه ، انتظار پاداش بدون عمل و آرزو داشتن از خدا با زياده‌روى است . اكنون كه حقيقت رجا و موارد آن را شناختى دانستى كه رجا حالتى است كه ثمرهء علم به جريان اكثر اسباب است و اين حالت بر حسب امكان باعث كوشش در تهيّهء بقيّهء اسباب است ؛ چه كسى كه بذر او نيكو و زمينش پاكيزه و آب او فراوان باشد ، اميد او به محصول اميدى صادق است ، و صدق رجا پيوسته او را به مراقبت و مواظبت از زمين و پاكسازى آن از هر خار و خس وا مىدارد و تا هنگام درو ، در ادامهء اين كارها سستى نمىورزد ؛ زيرا رجا ضدّ يأس و نوميدى است و يأس مانع تعهّد و مراقبت است ، چه هر كس بداند زمين شوره زار و آب دور از دسترس است و بذر روييده نمىشود ناگزير از زمين مراقبت نمىكند و در مواظبت از آن رنج نمىكشد . رجا حالتى پسنديده است ، زيرا برانگيزنده به عمل است و يأس نكوهيده و مذموم است چه ضدّ آن و بازدارنده از عمل است . امّا خوف ضدّ رجا نيست ، و رفيق و همكار آن است چنان كه شرح آن خواهد آمد ، بلكه خوف از طريق بيم و رهبت انگيزهء ديگرى براى رو آوردن به عمل است ، همان گونه كه رجا از طريق اميد و رغبت برانگيزندهء به عمل و كوشش است ؛ از اين رو رجا در همهء احوال موجب طول مجاهده بر عمل و دوام مواظبت بر طاعت است و از آثار آن تلذّذ به دوام رو آوردن به سوى خدا و تنعّم به مناجات با او و احساس لطف در تملّق به آستان اوست ؛ چه اينها حالاتى است كه ناگزير بر هر كسى كه به پادشاهى يا شخصيّتى اميد دوخته باشد ظاهر مىشود و چگونه ممكن است در مورد حقّ تعالى ظهور نيابد ؟ و اگر اين حالات ظاهر نشود بايد اين را دليل حرمان از مقام رجا و فرود آمدن در