الفيض الكاشاني

304

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

و معرفت صبر كننده بر اين است كه كورى را از خدا بشناسد . اين دو معرفت متلازم يكديگر و با هم برابرند . البته اين زمانى است كه ما معرفت را در مقابله با بلا و مصيبت در نظر گيريم . پيش از اين بيان كرديم كه صبر دو نوع است : يكى صبر بر طاعت و ديگرى صبر بر معصيت و در اين دو امر صبر و شكر يكى است ، زيرا صبر بر طاعت همان شكر طاعت است ، چه بازگشت شكر به اين است كه نعمت خدا در راه مقصودى به كار رود كه حكمت او اقتضا كرده است ، و صبر ، به پايدارى انگيزهء دين در برابر انگيزهء هوس بازگشت دارد . بنابر اين صبر و شكر دو نامند براى يك مسمّا به دو اعتبار مختلف ، زيرا به پايدارى انگيزهء دين در برابر انگيزهء هوس صبر گفته مىشود و اين در مقايسه با انگيزهء هوس است و در مقايسه با انگيزهء دين آن را شكر مىنامند . انگيزهء دين براى همين حكمت آفريده شده است كه با انگيزهء هوس بجنگد ، و او اين انگيزه را در راه همين حكمت به كار برده است . بنابر اين صبر و شكر بيانگر يك معنا هستند . در اين صورت چگونه ممكن است چيزى بر خودش برترى داشته باشد ؟ از اين رو موارد صبر سه چيز است : طاعت ، معصيت و بلا ، حكم صبر در طاعت و معصيت روشن شد ، امّا بلا عبارت از فقدان نعمت است و نعمت يا ضرورى است مانند چشمان و يا نفعى است در محلّ حاجت ، مانند مال بيش از مقدار كفاف . در مورد فقدان بينايى ، صبر نابينا به اين است كه شكايت نكند و رضاى خود را به قضاى الهى ظاهر سازد ، و به سبب كورى خود را در برخى گناهان مجاز نشمارد . شكر بر بينايى در عمل به دو چيز است : يكى آن كه چشمها را در راه معصيت خداوند به كار نگيرد ؛ دوم آن كه آنها را در راه طاعت او به كار برد و هر يك از اين دو امر خالى از صبر نيست . نابينا از نگاه به چهره‌هاى زيبا فارغ است و قادر به ديدن آنها نيست امّا بينا اگر نگاهش به چهره‌اى زيبا افتد و صبر كند نعمت چشمان را شكر كرده و اگر نگاهش را دنبال كند نعمت چشمها را ناسپاسى كرده است ؛ پس در اين جا صبر در شكر او داخل شده است . همچنين اگر از چشمها براى طاعت بهره گيرد ، در اين صورت نيز ناگزير از صبر بر طاعت خواهد بود . گاهى هم شكر چشمها به اين است كه انسان به عجايب صنع خداوند بنگرد تا از اين راه به معرفت او دست يابد ، و اين شكر از صبر افضل است و اگر چنين نبود مىبايستى فى المثل مرتبهء شعيب ( ع ) كه نابينا بود در ميان پيامبران از مرتبهء موسى ( ع ) و غير او برتر