الفيض الكاشاني
296
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
لذّت آنها در داشتن عافيت بدون احساس رضاى اوست . اينان چون رضاى او را در تحمّل بلا ارزيابى مىكنند بلا در نزد آنها از عافيت محبوبتر مىباشد . البتّه اين حاليت است كه وقوع آن به هنگام غلبهء محبّت دور نيست ليكن ثابت نمىباشد ، و اگر فى المثل پايدار بماند آيا حالتى صحيح است و يا زاييدهء حالت ديگرى است كه بر دل عارض شده و آن را از اعتدال خارج كرده جاى بحث و تأمّل است ، و تحقيق آن در اينجا مناسب مقصود ما نيست . در هر حال با توجّه به آنچه پيش از اين گفته شد عافيت بهتر از بلاست . ما عفو و عافيت را در دنيا و آخرت از خداوند درخواست مىكنيم . بيان آن كه صبر افضل است يا شكر ( 1 ) بدان مردم در اين باره اختلاف كردهاند . بعضى مىگويند : صبر افضل از شكر است و برخى ديگر شكر را برتر از صبر مىدانند و دستهاى آنها را برابر دانستهاند ، و گروهى گفتهاند : با اختلاف احوال مختلف مىشوند . هر فرقهاى با سخنانى سست و دور از تحقيق بر صدق مدّعاى خود استدلال كردهاند كه نقل آنها سخن را به درازا مىكشاند و سودى ندارد ، بلكه مبادرت به اظهار حقّ سزاوارتر مىباشد . از اين رو مىگوييم بيان اين مطلب متضمّن دو مقام است : مقام اوّل بيان آن بر سبيل تساهل است بدين گونه كه به ظاهر امر نگريسته شود و حقيقت آن بررسى و پيگيرى نگردد ، و اين بيانى است كه بايد مردم عوام كه فهم آنها از درك حقايق پيچيده قاصر است بدان مورد خطاب قرار گيرند ؛ و اين نوعى از اقسام فنون سخنورى است كه بايد واعظان و سخنوران بدان تكيه داشته باشند ، چه مقصود آنها از سخن گفتن با عوام اصلاح حال آنان است ، و دايهء مهربان نبايد كودك شيرخوار را با گوشت چاق پرندگان و انواع شيرينيها پرورش دهد ، بلكه بايد با شيرى لطيف او را تغذيه كند ؛ و بر اوست كه او را از خوراكهاى پاكيزه دور بدارد تا آنگاه كه نيروى تحمّل آنها را بيابد و ضعفى كه در بنيهء اوست بر طرف گردد . بنابراين مىگوييم : اين مقام در جهت بيان ، مانع بحث و تفصيل است و مقتضاى آن نظر كردن به ظواهرى است كه از آنچه در شرع وارد شده است مفهوم مىشود و بر حسب آنها صبر برتر از شكر است ؛ زيرا اگر چه در فضيلت شكر اخبار بسيارى وارد است ،