الفيض الكاشاني

279

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

روشن است . بنابر اين انسان غافل هر گاه به ديدن گورستانها برود و بداند محبوبترين چيزها نزد مردگان اين است كه از عمرشان به اندازهء بقيّهء عمر او براى آنها باقى مىماند ناگزير باقيماندهء عمر خود را در كارهايى كه مردگان به خاطر آن آرزوى بازگشت به دنيا را دارند صرف مىكند تا نعمت خدا را در بقيّهء عمر بلكه در مهلتى كه در هر نفس به او داده شده بشناسد و چون اين نعمت را شناخت شكر مىگزارد كه بقيّهء عمر خويش را در چيزى صرف مىكند كه عمر براى آن آفريده شده ، و اين همان توشه برداشتن براى آخرت است . آرى درمان دلهاى غافل و سخت همين است تا نعمتهاى خدا را درك كنند ، شايد شكر آنها را به جا آورند . ربيع بن خيثم با كمال روشن بينى كه داشت براى تأكيد معرف خود از همين راه كمك مىگرفت ، در خانه‌اش گورى كنده و بر گردنش زنجيرى افكنده بود و در اين گور مىخوابيد و مىگفت : رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً . « 77 » سپس برمىخاست و مىگفت : اى ربيع ! آنچه خواستى برآورده شد ، پس كار كن پيش از آن كه درخواست بازگشت كنى و برآورده نشود . از جملهء چيزهايى كه بايد دلهاى ناسپاس بدان درمان شود آن است كه بدانند نعمت اگر شكرش به جا آورده نشود زايل مىشود و باز نمىگردد ، از اين رو فضيل بن عياض مىگفت : بر شما باد به مداومت در شكر نعمتها ، زيرا كم است نعمتى كه از قومى زايل شود و دوباره به آنها باز گردد . يكى از پيشينيان گفته است : نعمتها وحشى است آنها را با شكر مقيّد كنيد . در اخبار آمده است كه : « نعمتهاى خدا بر بنده‌اى بزرگ و بسيار نمىشود جز اين كه حاجت مردم به او زياد مىگردد . كسى كه نسبت به برآوردن حوايج آنها سستى كند نعمتش را در معرض زوال قرار داده است . « 78 » خداوند سبحان فرموده است :

--> ( 77 ) مؤمنون / 100 : پروردگار من ! مرا بازگردانيد شايد عمل صالحى انجام دهم . . . ( 78 ) الكامل ابن عدّى ، الضّعفاء ابن حبّان از حديث معاذ بن جبل به اين عبارت : « . . . جز اين كه تحميل مردم بر او زياد مىشود كسى كه اين سختى را تحمّل نكند . . . » به همين گونه الشّعب بيهقى از معاذ ، الجامع الصغير ، المغنى .